پس « 1 » اگر او خود را خلع نكند من و شما جمله گواهى دهيم كه او خود را در پيش ما « 2 » خلع كرد ، تا رضاى امير المؤمنين بحاصل آيد « 3 » . پس نزديك عيساى موسى « 4 » رفتند و او را بسيار اميدها دادند « 5 » و هر تير كه خالد در جعبه داشت « 6 » بينداخت و مفيد نيفتاد « 7 » و عيسى « 8 » خود را خلع نمىكرد « 9 » . پس خالد با « 10 » آن هژده تن بيامدند و منصور را گفتند كه عيسى خود را خلع كرد ، و منصور جماعتى از معاريف « 11 » بنى هاشم و قريش را « 12 » حاضر آورد . خالد با آن جماعت به حضور عيسى در پيش بزرگان گواهى به دروغ بدادند كه او در پيش ما خود را خلع كرده است « 13 » . عيسى گفت : من هرگز خود را « 14 » خلع نكردهام .
معارف بنى هاشم « 15 » گفتند : ما هرگز « 16 » بدين « 17 » راضى نباشيم كه گاهى « 18 » خود را خلع كنى و گاهى منكر شوى « 19 » ، و چندينكس از معارف « 20 » گواهى دادند و ما بعد از اين هرگز « 21 » به خلافت تو راضى نباشيم ، اگر « 22 » خود را به حضور ما خلع نكنى ما ترا بكشيم . عيسى درماند و خود را خلع كرد ، و خالد اگر چه دروغ گفت اما منصور از وى بسيار منت « 23 » داشت ، و موريانى « 24 » خصم
هامش
( 1 ) - مپ 2 + گفت
( 2 ) - متن - در پيش ما
( 3 ) - متن : ما را حاصل آيد
( 4 ) - مپ 2 : نزديك او
( 5 ) - متن : كردند ، مپ 2 : اميدوار كردند
( 6 ) - مپ 2 و مج : و هرچه خالد را تيرى داشت
( 7 ) - مج : نبود
( 8 ) - متن : موسى
( 9 ) - مپ 2 و مج : نكرد
( 10 ) - متن و مپ 2 - خالد با
( 11 ) - متن و مج - معاريف
( 12 ) - متن - را
( 13 ) - مپ 2 و مج : كرد
( 14 ) - متن : خويش را ، مج + از خلافت
( 15 ) - مپ 2 : معاريف هاشم
( 16 ) - مپ 2 - هرگز
( 17 ) - مج - بدين
( 18 ) - مپ 2 و مج : گاه
( 19 ) - متن : انكار كنى
( 20 ) - مپ 2 و مج - معارف
( 21 ) - مپ 2 - هرگز
( 22 ) - متن + تو
( 23 ) - مپ 2 و مج : منت بسيار
( 24 ) - متن + كه