تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
منظر را « 1 » دو دريچه نهاده بود « 2 » يكى به جانب شرق و ديگر « 3 » به جانب غرب كه به وقت طلوع و غروب ، آفتاب در آن تافتى و عكس آن زمردها « 4 » در اطراف آن منظر افتادى چنان كه سقف و ديوار و تمامت بساط آن « 5 » سبز نمودى و « 6 » چشمها را خيره كردى و چون منصور را درآوردند « 7 » متحير شد و اثر حيرت در وى پيدا آمد « 8 » . قيصر ترجمان را گفت : از وى بپرس « 9 » كه پادشاه شما اين « 10 » چنين خانه دارد و چندين زمرد در خزاين او هست « 11 » ؟ منصور جواب داد كه : در خزينهء « 12 » امير المؤمنين چندان زمرد است « 13 » كه اگر خواهد آستانهاى « 14 » در « 15 » از زمرد بسازد . قيصر دانست كه لاف مىزند و دروغ مىگويد « 16 » ، سر بجنبانيد و گفت : راست گفتن نيكو چيزيست ؛ و منصور بازگشت و چون به بغداد رسيد « 17 » و مكاتبات و مشافهات « 18 » را برسانيد خليفه را سخت پسنديده آمد « 19 » كه « 20 » جملهء كارهاش نكو رفته بود « 21 » و او را صد هزار دينار « 22 » انعام فرمود و بر خزينه اطلاق كردند و امير المؤمنين « 23 » آن برات را « 24 » توقيع كرده بود و پيش خود نهاده و
هامش
( 1 ) - مپ 2 - را ( 2 ) - مپ 2 و مج - بود ( 3 ) - متن : يكى ، مج : ديگرى ( 4 ) - متن و مج : زمرد ( 5 ) - مج : او بساط تمامت ( 6 ) - مپ 2 - چنان كه سقف . . . نمودى و ( 7 ) - مپ 2 + در آن ، مج + بديد و ( 8 ) - مج - و اثر حيرت در وى پيدا آمد ( 9 ) - مپ 2 : بپرس از او ( 10 ) - مپ 2 و مج - اين ( 11 ) - متن و مپ 2 : دارد در خزينه ( 12 ) - مپ 2 و مج : خزانه ( 13 ) - مپ 2 : هست ( 14 ) - مپ 2 : استانه ، مج : ستانها ( 15 ) - مج : + ها ( 16 ) - مپ 2 - دروغ مىگويد ( 17 ) - متن و مج + هارون الرشيد ( 18 ) - مپ 2 : مراسلات ( 19 ) - متن : جمله را بپسنديد ( 20 ) - متن : و ( 21 ) - مج : است ، مپ 2 - كه جمله كارهاش نكو رفته بود ( 22 ) - مج : درم ( 23 ) - مپ 2 + را ( 24 ) - مپ 2 - را