تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
منصور ايستاده بود « 1 » و امير المؤمنين « 2 » سخنى مىگفت ، و در اثناى آن منصور « 3 » را از حديث آن منظر ياد آمد و صفت آن بكرد « 4 » و سؤال و جوابى « 5 » كه در « 6 » معنى زمرد رفته بود بازگفت . هارون الرشيد « 7 » در خشم شد و گفت : از دروغ گفتن « 8 » شرم نداشتى و چنين محالى « 9 » را بگفتى و ندانستى كه دروغ گفتن دليل نامردى باشد ؟ و اگر معتمدان ملوك بر دروغ گفتن قيام « 10 » نمايند اعتماد را نشايند ، و بعد از اين اعتماد ما « 11 » از تو برخاست . و در حال « 12 » به مكافات « 13 » آن دروغ كه منصور گفته بود « 14 » زر را به سيم بدل كرد « 15 » و آن توقيع « 16 » برداشته « 17 » و بدرانيد « 18 » و ديگرى به صد هزار درم بنوشت و به وى داد و « 19 » هرگز حسرت آن صد هزار دينار از دل منصور نرفت و آن همه به شومى « 20 » يك دروغ بود « 21 » كه نه بجايگاه خود بگفت .

[ گريختن حسن بصرى و آمدن او به صومعهء حبيب عجمى ]

حكايت ( 8 ) آورده‌اند كه وقتى حجاج قصد حسن بصرى كرد و كس فرستاد تا او را بگيرند « 22 » امام حسن « 23 » انديشمند شد و از بصره برون آمد و در
هامش
( 1 ) - مج - بود ( 2 ) - مج + از هرطرف ( 3 ) - مج + بسام ( 4 ) - مپ 2 : بگفت ( 5 ) - مج : جواب ( 6 ) - متن و مج : كه او را در آن ( 7 ) - مج + عظيم ( 8 ) - مج - از دروغ گفتن ( 9 ) - متن و مج : محال ( 10 ) - مج : دليرى ( 11 ) - مج - ما ( 12 ) - مپ 2 + برخاست و ( 13 ) - مپ 2 : و به سبب ( 14 ) - مپ 2 و مج + آن ( 15 ) - مج : و حالى عقوبت تو آنست كه مكافات دروغى كه گفته‌اى آن كنيم آن زر را به سيم آريم ( 16 ) - مج + را ( 17 ) - مج : برداشت ( 18 ) - مج : دريد ( 19 ) - مپ 2 - و ديگرى . . . بوى داد ( 20 ) - مپ 2 : و همه به شومى ، مج : و آن شومى + به سبب ( 21 ) - متن و مپ 2 - بود ( 22 ) - مج + و سياست كنند ( 23 ) - مج : بصرى