ايشان به « 1 » هيچوقت كلمهاى نگويند كه محال بود ، و جز طريق صواب و صدق در حضرت ايشان مسلوك ندارند تا در حضرت ملوك ممكن باشند « 2 » .
[ مناظره در معنى شعر در مجلس صاحب عباد و آنچه ابو محمد خازن گفت ]
حكايت ( 6 ) آوردهاند كه شبى در مجلس صاحب « 3 » عباد « 4 » ميان شعرا « 5 » در معنى شعر مناظره افتاد ، و بعضى گفتند كه : شعر علمى مرغوب است « 6 » و فضلى « 7 » شايسته « 8 » ، و بعضى گفتند شعر به كارى « 9 » نيايد و شاعر را درجاتى نتوان نهاد ، و هركس در معنى دعوى خود « 10 » بيانى و برهانى نمودند . ابو محمد خازن گفت : شعر بهترين همهء « 11 » چيزهاست . گفتند : به چه دليل ؟ گفت : بدان دليل كه « 12 » سخنى كه دروغ آيد خوبى شعر مر آن دروغ را پوشاند ، چنان كه گفتهاند : أحسن الشّعر اكذبه خوبترين شعر آنست كه دروغ در وى بيشترين « 13 » است . حاضران تحسين كردند و معاندان « 14 » به فضيلت « 15 » شعر اقرار آوردند « 16 » .
[ حكايت رشيد و خادم او منصور كه به دستور خليفه خود را كر ساخت به مصلحتى و به رسالت به روم رفت و عاقبت كار او ]
حكايت ( 7 ) آوردهاند كه امير المؤمنين « 17 » هارون الرشيد را خدمتكارى قديم بود كه او را منصور « 18 » گفتندى و محل اعتماد رشيد گشته بود « 19 » . روزى در خدمت امير المؤمنين ايستاده بود و غلامى « 20 » رومى به لغت روم كلمهاى
هامش
( 1 ) - متن و مج : در
( 2 ) - مج + و اللّه اعلم بالصواب
( 3 ) - مپ 2 - صاحب
( 4 ) - متن + در
( 5 ) - مپ 2 و مج + و ندما
( 6 ) - متن و مج - است
( 7 ) - متن و مج : فضل
( 8 ) - مج + است
( 9 ) - مج : به كار
( 10 ) - مپ 2 - دعوى خود
( 11 ) - مپ 2 - همه
( 12 ) - مپ 2 + در
( 13 ) - مپ 2 و مج : بيشتر
( 14 ) - مج - معاندان
( 15 ) - مج + علم
( 16 ) - مپ 2 و مج : اعتراف نمودند
( 17 ) - مپ 2 - امير المؤمنين
( 18 ) - مج + نام
( 19 ) - مج : رسيده بود
( 20 ) - مج :
غلام