ارتكاب كند ، باز گفت : امير المؤمنين از من « 1 » پرسد كه خمر خوردهاى ؟ اگر اقرار كنم حد زند « 2 » و اگر گويم نه ، دروغ گفته باشم ، و عهد كردهام كه دروغ نگويم . پس از سر آن درگذشت ، و همچنين به سر زنا « 3 » رسيد و داعيهء شهوانى او را در كار آورد « 4 » و به همان علت اول « 5 » او را ممتنع شد ، و به سر هر گناه كه مىرسيد « 6 » هم بدين سبب بازمىگشت « 7 » و عنان بازمىكشيد ، پس به خدمت امير المؤمنين « 8 » آمد و گفت : يا امير المؤمنين جمله طريقهاى گناه « 9 » بر من بسته گردانيدى و مرا معلوم شد كه سر همهء بديها دروغ گفتن است « 10 » .
[ حكايت حجاج و دو تن از خوارج كه به سبب صدق از مجازات او خلاص شدند ]
حكايت ( 3 ) آوردهاند كه حجاج جماعتى از خوارج را سياست مى - فرمود ، چون چندكس را تيغ بگذاشت « 11 » ، يكى از آنها گفت : ايها الامير ، مرا سياست مفرماى كه مرا بر تو حقى است . حجاج « 12 » گفت ترا بر من چه حقست ؟
گفت : فلانكس « 13 » در مجمعى ترا دشنام داد و من او را « 14 » منع كردم . گفت :
برين چيز كه گفتى « 15 » گواه دارى « 16 » ؟ گفت : دارم و به يكى از آن اسيران اشارت كرد « 17 » . حجاج فرمود كه چه گواهى مىدهى « 18 » ؟ گفت : راست مىگويد من
هامش
( 1 ) - مپ 2 - از من
( 2 ) - مج : بزنند
( 3 ) - مج : بسر زنى
( 4 ) - مپ 2 : او در كار آمد
( 5 ) - متن - اول
( 6 ) - مپ 2 و مج + از بيم آنكه نبايد كه به سبب ارتكاب آن . مپ 2 : دروغ گفتن گيرد ، مج : دروغ گفتن افتد
( 7 ) - مپ 2 و مج - هم بدين سبب بازمىگشت و
( 8 ) - مپ 2 و مج + على رضى اللّه عنه
( 9 ) - متن - گناه
( 10 ) - مپ 2 + پس از سر گناهان درگذشت ، مج + بر سر جمله گناهان درگذشت
( 11 ) - مج : به تيغ بگذرانيد
( 12 ) - مج - حجاج
( 13 ) - مج - كس
( 14 ) - مج : از
( 15 ) - مپ 2 و مج : برين چه گفتى
( 16 ) - مپ 2 : ترا ثبت بايد
( 17 ) - متن و مج + كه او آنجا حاضر بود
( 18 ) - مپ 2 : دارى