برآمد و دعايى بگفت و مقدمهء « 1 » سخن آغاز كرد « 2 » چنان كه خلق مدهوش شدند و خروش از مستمعان « 3 » برآمد ، و چندانكه سخن او در دلها اثر كرد گفت : اى مسلمانان « 4 » من مدتى « 5 » گرد اطراف جهان گشتم و به دعاهاى « 6 » هركس تقرب كردم و به زيارترفتگان تبرك « 7 » نمودم و از ارواح ايشان استمداد طلبيدم « 8 » اما مفتح ، مفتاح « 9 » زبان من در دست همم بزرگان اين خطبه نهاده « 10 » بود كه « 11 » خداى عز و جل مرا به يمن همت شما « 12 » به نطق و علم مشرف گردانيد ، و اكنون عزيمت شهر خود دارم و مىخواهم كه بروم و شكر شما به ايشان بگويم هركسى « 13 » در حق من لطفى كنيد تا به اسم « 14 » راهآورد « 15 » ببرم و مساكين « 16 » آن شهر را از انعام شما نصيبى « 17 » دهم . پس يك هزار دينار در حق او لطف كردند و او آن زرها بستد و هم در فور « 18 » از سيستان « 19 » به فرغانه آمد « 20 » و نامه فرستاد كه « 21 »
بيت :
كريمان سجستان را بقا باد * شراب روح و راحت بادشان نوش « 22 »
غرور من بخوردند « 23 » آن كريمان * ز راه لطف با آن « 24 » دانش و هوش
نبودم گنگسقا ليك « 25 » بودم * جهان علم و دانش قاضى اوش
هامش
( 1 ) - مج - دعايى بگفت و مقدمه
( 2 ) - مج : گفت
( 3 ) - مج : مستسمعان
( 4 ) - متن - اى مسلمانان
( 5 ) - مج + مديد
( 6 ) - مپ 2 و مج - ها
( 7 ) - متن : تقرب
( 8 ) - مج : كردم
( 9 ) - مج : مفتاح فتح
( 10 ) - مج - نهاده
( 11 ) - مج : و
( 12 ) - مج - شما
( 13 ) - مج : هركس
( 14 ) - مج - به اسم
( 15 ) - مج : + ى
( 16 ) - مج : مساكن
( 17 ) - مج : نصيب
( 18 ) - مج : و بر فور
( 19 ) - مج : سجستان
( 20 ) - مج : رفت
( 21 ) - متن - كه + و در انجا نوشت اين ابيات
( 22 ) - مج : نوش باشد
( 23 ) - متن : خريدند
( 24 ) - متن : اين
( 25 ) - مج : انكه