را ديدم كه بزى داشت و بدين كوچه فروشد « 1 » . روستايى « 2 » گفت اى خواجه لطف كن و اين خر را « 3 » نگاهدار تا من بز را بطلبم « 4 » . طرار « 5 » گفت : بر خود « 6 » منت دارم و من مؤذن « 7 » اين مسجدم ، زود بازآى « 8 » كه منتظر خواهم بود « 9 » . روستايى « 10 » فرود آمد « 11 » و به طرف آن « 12 » كوچه « 13 » فرورفت « 14 » و طرار خر « 15 » ببرد . آن طرار ديگر بيامد « 16 » ، اتفاق چنان افتاد كه « 17 » بر سر راه روستايى چاهى بود « 18 » ، بر سر آن چاه بنشست و چندانكه روستايى برسيد « 19 » مرد طرار فرياد كردن گرفت « 20 » و اضطراب مىنمود « 21 » . روستايى « 22 » گفت : اى خواجه ترا چه رسيده است ، خر و بز من بردهاند و تو فرياد مىكنى ! طرار « 23 » گفت « 24 » : صندوقچهء پر « 25 » زر از دست « 26 » من درين چاه افتاد و من درين چاه نميتوانم شدن « 27 » ده « 28 » دينار سرخ مىدهم ترا اى روستايى « 29 » اگر تو صندوقچهء من از اين چاه برآورى « 30 » .
هامش
( 1 ) - مج : ديدم كه بزى را درين كوچه مىبرد
( 2 ) - مج - روستايى
( 3 ) - متن : و خر من ، مج : مرا + يك ساعت
( 4 ) - متن و مج : طلب باز كنم
( 5 ) - مج - طرار
( 6 ) - مج - بر خود
( 7 ) - مج : خود در
( 8 ) - مج : بيا
( 9 ) - مپ 2 - كه منتظر خواهم بود
( 10 ) - مج : مرد
( 11 ) - مپ 2 - فرود آمد
( 12 ) - متن - طرف آن ، مپ 2 - آن
( 13 ) - مپ 2 : كوى
( 14 ) - مج : برفت
( 15 ) - مپ 2 + را
( 16 ) - مپ 2 + كه گفته بود من جامه او را بيارم از
( 17 ) - مپ 2 - چنان افتاد كه ، مج - بيامد اتفاق چنان افتاد كه
( 18 ) - متن و مپ 2 + مرد طرار
( 19 ) - مپ 2 + و طلب خر و بز ميكرد
( 20 ) - مپ 2 : برآورد
( 21 ) - مج : كردن گرفت
( 22 ) - مپ 2 و مج + او را
( 23 ) - مپ 2 - و تو فرياد ميكنى طرار
( 24 ) - مج + اى خواجه
( 25 ) - متن + از ، مج - پر
( 26 ) - مج - از دست
( 27 ) - مج :
شد
( 28 ) - مج : يك
( 29 ) - مپ 2 - ترا اى روستايى ، مج : هركه آن را برآرد
( 30 ) - مج - اگر تو صندوقچهء من ازين چاه برآرى