ديدم « 1 » كه « 2 » شمشير بركشيده بود « 3 » و درازگوش برانگيخته « 4 » و بر عقب من مى - آمد « 5 » . من خود را از ستور درانداختم « 6 » و در صحرا دويدن گرفتم . اعرابى گفت : بايست كه من با تو مزاح مىكنم « 7 » و تو دوست منى . من به سخن « 8 » او التفات نكردم و همچنان مىدويدم تا در آن صحرا گنبدى ديدم « 9 » كه مقبرهگاه « 10 » گبران بود « 11 » و آن را دربند « 12 » ساخته بودند ، من خود را در آن گنبد انداختم « 13 » و از پس آن در بايستادم . اعرابى بر « 14 » اثر من برسيد « 15 » و درازگوش خود بر در گنبد « 16 » ببست و بدان گنبد « 17 » درآمد و تاريك بود مرا نديد ، چون از من درگذشت من بر « 18 » فور برون آمدم و در گنبد « 19 » فراز كردم و از بيرون زنجيرى بود آن را « 20 » محكم ببستم ، و « 21 » چون حال خود « 22 » بر آن « 23 » جمله بديد به در گنبد آمد و فرياد كردن گرفت « 24 » و گفت « 25 » : يا « 26 » ابا القاسم ، مرا « 27 » در اينجا هلاك خواهى كرد « 28 » .
من به سخن او التفاتى نكردم « 29 » ، پس « 30 » سوگندها خورد « 31 » كه مرا خلاص ده « 32 »
هامش
( 1 ) - مج : ديدم او را
( 2 ) - مج - كه
( 3 ) - مپ 2 : كشيده بود ، مج :
كشيده
( 4 ) - متن : برانگيخت ، مج : را برانگيخته بود
( 5 ) - مج : آمد
( 6 ) - مج : فرود انداختم
( 7 ) - مج : مىكردم
( 8 ) - مج : سخن او را
( 9 ) - مج : يافتم
( 10 ) - مج - گاه
( 11 ) - مج + و آن گنبد را بتازى ناروس خوانند
( 12 ) - متن : درى بند
( 13 ) - مپ 2 + و در دربستم
( 14 ) - مج : در
( 15 ) - مپ 2 : بيامد
( 16 ) - مج : ناروس
( 17 ) - مج + خانه
( 18 ) - متن : در
( 19 ) - مج + خانه را
( 20 ) - متن : و
( 21 ) - مج + او
( 22 ) - مج - خود
( 23 ) - مپ 2 : بدان
( 24 ) - مپ 2 :
فرياد كرد
( 25 ) - مج : كه
( 26 ) - مج - يا
( 27 ) - مج : من
( 28 ) - مج : خواهم شد
( 29 ) - مج : مرا خلاص ده
( 30 ) - مپ 2 : و
( 31 ) - مج : و سوگندان خوردن گرفت
( 32 ) - مج - كه مرا خلاص ده