بودند « 1 » و من گرسنه بودم ، آهسته « 2 » پيش آمدم و « 3 » دست در كاسه كردم و با ايشان « 4 » طعام « 5 » خوردن گرفتم « 6 » . ناگاه دست من بر دست آن مرد آمد و مرد دست من محكم بگرفت . من دست زن او بگرفتم . او شوهر را گفت : دست من چرا گرفتى « 7 » ؟ گفت : پنداشتم كه « 8 » مگر بيگانهاى است . چون طعام بخوردند زن برخاست و زنجير بر پاى اسب نهاد و قفل محكم كرد و كليد آن « 9 » در زير سر خويش محكم « 10 » بنهاد و با شوهر بخفت . چون پاسى از شب گذشت غلامى بود سياه « 11 » كه تيمار ستوران « 12 » داشتى ، برخاست و سنگريزهاى سوى زن انداخت . آن زن « 13 » شوهر را بگذاشت و با آن غلام در پس « 14 » وثاق رفتند و به معانقه و معاشقه مشغول شدند « 15 » . من « 16 » فرصت يافتم ، برخاستم « 17 » و كليد از زير بالين او « 18 » برگرفتم و بيامدم و زنجير از پاى اسب بگشادم « 19 » و با خود « 20 » لگامى از موى « 21 » داشتم بر « 22 » سر اسب نهادم و او را از خانه « 23 » برون آوردم و پاى در ركاب كردم « 24 » و برانگيختم « 25 » .
هامش
( 1 ) - مج - و ايشان روشنايى نكرده بودند
( 2 ) - متن و مپ 2 + در
( 3 ) - مج + با ايشان
( 4 ) - مج - با ايشان
( 5 ) - مج - طعام
( 6 ) - مپ 2 - و با ايشان طعام خوردن گرفتم
( 7 ) - مج + مرد
( 8 ) - مج - كه
( 9 ) - مج : بياورد و
( 10 ) - مج - محكم
( 11 ) - مج : سياه بود
( 12 ) - مپ 2 : ستور
( 13 ) - متن : زن آن
( 14 ) - مج + آن
( 15 ) - مج : گشتند
( 16 ) - مج + در آن
( 17 ) - مج - يافتم برخاستم
( 18 ) - متن و مپ 2 : زن
( 19 ) - متن و مپ 2 : برگرفتم
( 20 ) - مپ 2 و مج - با خود
( 21 ) - مج + با خود
( 22 ) - مپ 2 و مج :
به
( 23 ) - مج : آنجا
( 24 ) - مپ 2 : و برنشستم ، متن + و اسب را
( 25 ) - مج : برانگيخت