تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
بودند « 1 » و من گرسنه بودم ، آهسته « 2 » پيش آمدم و « 3 » دست در كاسه كردم و با ايشان « 4 » طعام « 5 » خوردن گرفتم « 6 » . ناگاه دست من بر دست آن مرد آمد و مرد دست من محكم بگرفت . من دست زن او بگرفتم . او شوهر را گفت : دست من چرا گرفتى « 7 » ؟ گفت : پنداشتم كه « 8 » مگر بيگانه‌اى است . چون طعام بخوردند زن برخاست و زنجير بر پاى اسب نهاد و قفل محكم كرد و كليد آن « 9 » در زير سر خويش محكم « 10 » بنهاد و با شوهر بخفت . چون پاسى از شب گذشت غلامى بود سياه « 11 » كه تيمار ستوران « 12 » داشتى ، برخاست و سنگريزه‌اى سوى زن انداخت . آن زن « 13 » شوهر را بگذاشت و با آن غلام در پس « 14 » وثاق رفتند و به معانقه و معاشقه مشغول شدند « 15 » . من « 16 » فرصت يافتم ، برخاستم « 17 » و كليد از زير بالين او « 18 » برگرفتم و بيامدم و زنجير از پاى اسب بگشادم « 19 » و با خود « 20 » لگامى از موى « 21 » داشتم بر « 22 » سر اسب نهادم و او را از خانه « 23 » برون آوردم و پاى در ركاب كردم « 24 » و برانگيختم « 25 » .
هامش
( 1 ) - مج - و ايشان روشنايى نكرده بودند ( 2 ) - متن و مپ 2 + در ( 3 ) - مج + با ايشان ( 4 ) - مج - با ايشان ( 5 ) - مج - طعام ( 6 ) - مپ 2 - و با ايشان طعام خوردن گرفتم ( 7 ) - مج + مرد ( 8 ) - مج - كه ( 9 ) - مج : بياورد و ( 10 ) - مج - محكم ( 11 ) - مج : سياه بود ( 12 ) - مپ 2 : ستور ( 13 ) - متن : زن آن ( 14 ) - مج + آن ( 15 ) - مج : گشتند ( 16 ) - مج + در آن ( 17 ) - مج - يافتم برخاستم ( 18 ) - متن و مپ 2 : زن ( 19 ) - متن و مپ 2 : برگرفتم ( 20 ) - مپ 2 و مج - با خود ( 21 ) - مج + با خود ( 22 ) - مپ 2 و مج : به ( 23 ) - مج : آنجا ( 24 ) - مپ 2 : و برنشستم ، متن + و اسب را ( 25 ) - مج : برانگيخت
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 129 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )