شمشير را با خود همراه كردم تا به وجه خدمتى پيشكش او كنم « 1 » ، مگر كه « 2 » از انعام عام او نصيبى « 3 » يابم . در راه اعرابيى « 4 » با من همراه شد و در ميان ما الفتى پيدا گشت « 5 » ، چون به رأس « 6 » العين رسيديم و به خدمت امير ابو العباس « 7 » مستسعد گشتم « 8 » آن شمشير به خدمت او بردم ، آن را « 9 » قبول كرد و مرا تشريفى فاخر داد و هزار درم « 10 » انعام فرمود .
پس « 11 » عزم مراجعت كردم ، آن مرد « 12 » اعرابى را ديدم « 13 » كه روزى به نزديك من آمد « 14 » و از احوال من استكشافى كرد « 15 » و از عزيمت سفر « 16 » و مقام من پرسيد ، من او را « 17 » گفتم : فردا مراجعت خواهم كرد . روز ديگر چون از شهر بيرون آمدم او « 18 » را ديدم « 19 » ، گفت : بايست « 20 » تا با يكديگر رويم . مرا « 21 » به نظر اول از وى نفرتى « 22 » پديد آمد و بدانستم « 23 » كه قصد سر من دارد ، از وى محترز مىبودم « 24 » و جهد مىكردم تا از وى دور تر روم « 25 » يكبار « 26 » نگاه كردم « 27 » او را
هامش
( 1 ) - مپ 2 - تا بوجه . . . كنم
( 2 ) - مپ 2 و مج : تا مگر
( 3 ) - مج + تمام
( 4 ) - مج + ديدم
( 5 ) - مپ 2 : شد ، مج : پديد آمد
( 6 ) - متن :
براى
( 7 ) - مپ 2 و مج : امير المؤمنين
( 8 ) - مج : شدم
( 9 ) - مپ 2 و مج : او
( 10 ) - متن + ديگر مرا ، مپ 2 + ديگر
( 11 ) - مج - پس
( 12 ) - مج - مرد ، مپ 2 - آن مرد
( 13 ) - متن - ديدم
( 14 ) - متن - آمد
( 15 ) - مپ 2 : نمود
( 16 ) - مپ 2 + من
( 17 ) - مج - من او را
( 18 ) - مج : اعرابى
( 19 ) - مج + بر سر راه منتظر من نشسته چون مرا بديد گفت چون شنيدهام كه تو عزم مراجعت كردهاى و مصالح من هم بپرداخته شده بود من هم برون آمدم
( 20 ) - متن - او را ديدم گفت بايست
( 21 ) - مپ 2 :
پس من
( 22 ) - در سه نسخه تقربى ضبط است و تصحيح متن قياسى است
( 23 ) - مپ 2 : بيافتم
( 24 ) - مپ 2 - از وى محترز مىبودم
( 25 ) - مپ 2 + تا يكساعت درآمد
( 26 ) - مج : يكبارى ، مپ 2 - يكبار
( 27 ) - مپ 2 و مج - نگاه كردم