بدين بدره « 1 » ظفر يافتم ، و آن را « 2 » بياوردم و عظيم گرانست و نمىدانم كه زرست يا سيم . پس آن مرد طعام در پيش او نهاد « 3 » تا سير بخورد ، پس شراب آورد و قدحقدح به دو مىداد چنان كه « 4 » مست شد « 5 » و بيفتاد . آن مرد برخاست و به نزديك من آمد و مرا به پاى « 6 » بجنبانيد « 7 » كه بيدار هستم يا نه « 8 » ، من خود « 9 » را در خواب ساختم . چون « 10 » او را يقين شد كه من در خوابم پس « 11 » آن مرد را كه زر آورده بود « 12 » بكشت و او را در پشت كشيد و از خانه « 13 » بيرون برد تا در ويرانه پنهان كند « 14 » . من چون جاى را « 15 » خالى ديدم فرصت را غنيمت « 16 » دانستم « 17 » و آن زر برگرفتم و از « 18 » خانه بيرون آمدم و در « 19 » كوچهها مىدويدم ، ناگاه « 20 » به در مسجدى رسيدم « 21 » در گشاده بود « 22 » در رفتم « 23 » و در « 24 » از پس محكم « 25 » ببستم « 26 » و ايمن شدم تا صبح صادق « 27 » بدميد ، و آن مرد « 28 » شمشير كشيده بود و « 29 » در طلب من در كوچهها مىگشت و مىگفت : زهى غبنى « 30 » كه به من « 31 » افتاد ، زر با دگرى « 32 » و
هامش
( 1 ) - متن و مپ 2 - بدره
( 2 ) - مپ 2 - آن را
( 3 ) - متن : آورد
( 4 ) - مپ 2 و مج : چندانكه
( 5 ) - مپ 2 و مج : گشت
( 6 ) - مپ 2 - به پاى
( 7 ) - مج + تا ، مپ 2 + بيند كه
( 8 ) - متن - يا نه
( 9 ) - مج : خويشتن
( 10 ) - متن و مپ 2 - چون
( 11 ) - متن و مج - پس
( 12 ) - مج - كه زر آورده بود + به تيغ بگذرانيد و
( 13 ) - مپ 2 - از خانه
( 14 ) - مج :
بيندازد
( 15 ) - مج - جاى را
( 16 ) - مپ 2 - را غنيمت
( 17 ) - مپ 2 :
داشتم
( 18 ) - مپ 2 + آن
( 19 ) - مج : و ميان
( 20 ) - مپ 2 - و در كوچهها مىدويدم ناگاه
( 21 ) - متن + و در آن مسجد ، مج : مسجد را
( 22 ) - متن : بودند
( 23 ) - متن : در آن مسجد رفتم ، مج : به مسجد شدم
( 24 ) - مپ 2 + آن
( 25 ) - مپ 2 - محكم
( 26 ) - مپ 2 : در بستم
( 27 ) - مپ 2 و مج - صادق
( 28 ) - مج : شخص
( 29 ) - مپ 2 - بود و
( 30 ) - مج : غنيمتى
( 31 ) - مج : مرا
( 32 ) - مج : ديگرى برد