و بال خون ناحق در گردن « 1 » من بماند . و چون نسيم سحر بوزيد « 2 » و خلق « 3 » در كوىها « 4 » رفتن گرفتند « 5 » او ناپديد شد . من آن زرها به خانه آوردم و بركشيدم « 6 » پنجهزار دينار سرخ « 7 » بود . پس « 8 » اسباب خود را بدان « 9 » فراهم آوردم و از محنت فقر و علت « 10 » قلت برستم « 11 » تا عاقلان « 12 » را معلوم گردد كه وسايل عنا « 13 » و اسباب غنا « 14 » به تقدير آسمانى بازبسته است « 15 » چنان كه انورى درين شعر گويد
اگر محول « 16 » حال جهانيان نه قضاست * چرا مجارى احوال بر خلاف رضاست « 17 »
بلى قضاست به هر نيكوبد مدبر « 18 » خلق * بدان دليل كه تدبيرهاى جمله خطاست
[ حكايت مردى از اهل نصيبين كه شمشيرى قيمتى براى امير عباس عمرو غنوى به ديار ربيعه برد و در بازگشت گرفتار اعرابيى شد كه قصد كشتن او را داشت ]
حكايت ( 7 ) مردى بود از اهل نصيبين « 19 » كه او را ابو القاسم صفار گفتندى .
او « 20 » گفت : من از ميراث پدر « 21 » شمشيرى داشتم « 22 » بلارك شاهى ، كه از كثرت گوهران « 23 » به راه كاهكشان مشابهتى « 24 » داشت و در صفا و حدت به شهاب ثاقب مىمانست . بر اميد « 25 » امير عباس عمرو عتوى « 26 » روى به ديار ربيعه نهادم و آن
هامش
( 1 ) - مج : ذمت
( 2 ) - مپ 2 : چون روز شد
( 3 ) - مپ 2 : مردمان
( 4 ) - مپ 2 - و در كويها ، مج : بكويها
( 5 ) - مج : در تردد آمدند
( 6 ) - مج - و بركشيدم
( 7 ) - مج - سرخ
( 8 ) - متن و مج : و
( 9 ) - متن - بدان ، مپ 2 : از آن
( 10 ) - مج - علت
( 11 ) - مج : خلاص يافت
( 12 ) - مج : عقلا
( 13 ) - مج : غنا
( 14 ) - مج : عنا
( 15 ) - مپ 2 :
باز بسته به تقدير آسمانى است
( 16 ) - متن : تحول
( 17 ) - متن و مپ 2 :
هواست
( 18 ) - در ديوان انورى به تصحيح استاد مدرس رضوى « عنانكش » است
( 19 ) - متن : تحقيق
( 20 ) - مج - او
( 21 ) - متن - پدر
( 22 ) - متن - داشتم
( 23 ) - متن : گوهر ، مج : گوهرى
( 24 ) - متن : مناسبتى
( 25 ) - مج + انعام
( 26 ) - مپ 2 - عمرو عتوى