نداشتم كه در آن « 1 » صرف كنم تا ز غايت درددل و حيرت از خانه بيرون آمدم و به هرطرف « 2 » مىرفتم تا « 3 » در كوچه روشناييى ديدم و بر اثر آن « 4 » برفتم . در خانهاى ديدم كه « 5 » گشاده بود « 6 » و مردى « 7 » ديگى مىپخت « 8 » بىاجازت وى درآمدم « 9 » و سؤال كردم « 10 » . آن مرد « 11 » گفت « 12 » : امشب بيگاه است ، برو و در آن صفهء « 13 » پيشين بياساى تا فردا بينم كه « 14 » از غيبت « 15 » چه پديد مىآيد « 16 » . من در آن خانه شدم « 17 » و « 18 » گليمى سوى من انداخت و گفت « 19 » : بر خود بپوش . من گليم در دوش « 20 » كشيدم و سر بنهادم و چشم بگشادم « 21 » تا از حجاب « 22 » غيب « 23 » چه پديد مىآيد « 24 » . چون از شب دو پاس بگذشت ، شخصى را ديدم كه « 25 » درآمد « 26 » و سلام كرد « 27 » و چيزى در پيش وى « 28 » بنهاد . او را « 29 » گفت : چرا دير آمدى كه « 30 » دل من به تو مشغول بود . مرد گفت : مرا ديروز در زير هيزم متوارى مىبايست بود « 31 » تا اين ساعت « 32 » كه
هامش
( 1 ) - مپ 2 و مج : بر وى
( 2 ) - مج : طرفى
( 3 ) - مپ 2 - تا
( 4 ) - متن و مج + روشنايى
( 5 ) - مپ 2 و مج - كه
( 6 ) - مپ 2 و مج - بود
( 7 ) - مج + ديدم نشسته
( 8 ) - مج + درآمدم
( 9 ) - مپ 2 : در رفتم ، مج - وى درآمدم
( 10 ) - مپ 2 : سلام كردم ، مج : سلام گفتم + آن مرد بانگ بر من زد من پيش وى بگريستم و حال خويش با وى بازگفتم
( 11 ) - متن - مرد
( 12 ) - مپ 2 + كه
( 13 ) - مپ 2 و مج : خانه
( 14 ) - مپ 2 و مج - بينم كه
( 15 ) - مپ 2 و مج : غيب
( 16 ) - مپ 2 و مج :
آيد
( 17 ) - مپ 2 - من در آن خانه شدم
( 18 ) - مج + مضيف
( 19 ) - مپ 2 و مج : كه
( 20 ) - متن : گوش ، مپ 2 : خود
( 21 ) - متن - و چشم بگشادم
( 22 ) - مپ 2 - حجاب
( 23 ) - مج + پيش او
( 24 ) - مپ 2 : آيد
( 25 ) - مج - كه
( 26 ) - مپ 2 : بيامد
( 27 ) - مج - و سلام كرد
( 28 ) - مج : او
( 29 ) - مپ 2 - را ، مج : و
( 30 ) - مج - چرا دير آمدى كه
( 31 ) - مج : و اينرا در ميان هيزمها متوارى بايست كرد
( 32 ) - مج : غايت