شدهام « 1 » و خداى عز و جل بركتى « 2 » در كسب من پديد كرده است « 3 » و به عذر گذشته « 4 » مشغول شدهام و از هركسى كه وقتى چيزى دزديدهام حلالى مىخواهم « 5 » و خصمان را خشنود مىكنم و اين جمله از فيض فضل الهى است « 6 » كه چون عنايت او درآيد فضيل راهزن عاشق آه « 7 » زن شود و امير دزدان پيشواى ابدالان گردد .
بيت :
از صومعه براند « 8 » و بيگانه خواندش * و ز ميكده « 9 » بخواند و گويد كه آشناست
[ روايت عبد اللّه صورى حال جوان فقيرى را كه دوباره كار و حالش رونق گرفته است ]
حكايت ( 6 ) در كتاب فرج بعد الشدة آورده است كه عبد اللّه صورى گفت « 10 » : در جوار من در واسط جوانى بود مال موروث تلف كرده « 11 » و به « 12 » محنت فقر و فاقه گرفتار شده ، وقتى او را به لباسى « 13 » پاكيزه ديدم و حال « 14 » بر وى بدل « 15 » گشته « 16 » و اسباب او مرتب شده « 17 » . پرسيدم كه : سبب اين همه « 18 » ثروت و غنيمت بعد از آن « 19 » همه شدت و قلت « 20 » چيست ؟ گفت : شبى اهل خانهء مرا طلق مخاض افتاده بود « 21 » و در آن درد و رنج از من شربتى « 22 » خواست و من هيچ
هامش
( 1 ) - مپ 2 : شدم
( 2 ) - مپ 2 : بركت
( 3 ) - مپ 2 و مج : آورده ، مج + و مرا فراغتى تمام و آسايشى كامل روزى كرد
( 4 ) - مج : اسقاطات
( 5 ) - مج : جمله را بحلى ميستانم
( 6 ) - مج : جمله جز از فيض الهى نيست
( 7 ) - متن و مپ 2 : ره
( 8 ) - متن : برآيد ، مپ 2 : برآمد
( 9 ) - مج : بتكده
( 10 ) - مپ 2 + كه
( 11 ) - متن : يافته ، مج : كرد
( 12 ) - متن : در
( 13 ) - مپ 2 : به لباس ، مج : لباسى
( 14 ) - مپ 2 + بر
( 15 ) - مپ 2 :
مبدل
( 16 ) - متن : گشت ، مپ 2 : شده
( 17 ) - متن : شد ، مپ 2 - و اسباب او مرتب شده
( 18 ) - مج - همه
( 19 ) - متن : اين ، مج - آن
( 20 ) - مج : احتياج
( 21 ) - مج : زحمت داده
( 22 ) - متن و مپ 2 :
شيرينى