تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
كه شب زفاف ايشان « 1 » من خانهء خود را آب نزدم « 2 » كه مگر به غلط اين عروس را به خانهء من آرند . و روزى مردى را ديدم كه علك مىخاييد ، من يك ميل از پس او برفتم بر ظن آنكه مگر چيزى مىخورد و مرا از آن نصيبى دهد « 3 » ، تا آنگاه كه معلوم شد كه علك مىخايد . پرسيدند كه « 4 » هيچكس را « 5 » از خود خام « 6 » طمع‌تر ديدى « 7 » ؟ گفت : بلى وقتى با يكى از رفيقان خود به شام مىرفتم در راه به در « 8 » صومعهء راهبى نزول كرديم . راهب بر بالاى صومعه خفته بود و ما در زير « 9 » آن با يكديگر حديث « 10 » مىكرديم . در اثناى محاوره « 11 » ميان ما سخنى « 12 » رفت . از راه مباسطت گفتم كه : فلان راهب در فلان موضع « 13 » آنكه دروغ گويد « 14 » . ساعتى بود راهب را ديدم باد در آلت خود « 15 » انداخته بود ، از بالا فرود آمد و گفت : در ميان شما دروغ‌گوى كيست تا جزاى آن به دو « 16 » رسانم . و ديگر زن خويش « 17 » را « 18 » خام طمع « 19 » تر ديدم « 20 » كه او گفت « 21 » : هرچيزى كه تو در آن « 22 » طمع كنى و به شك باشى كه حاصل « 23 » شود يا نه « 24 » من در آن متيقن باشم كه هرآينه چنان « 25 » خواهد بود .

[ راهبى كه اول به طريقهء عيسى گليم خود را به سائلى بخشيد و بار دوم به سنت رسول اكرم ( ص ) سيليى به گوش آن طماع نواخت ]

حكايت ( 12 ) ثعلبى در كتاب ملح النوادر آورده است كه مردى از
هامش
( 1 ) - مپ 2 و مج - ايشان ( 2 ) - مپ 2 : زدم ( 3 ) - مپ 2 و مج : نصيب خواهد كرد ( 4 ) - مپ 2 و مج - كه ( 5 ) - مپ 2 - را ( 6 ) - متن : پر ( 7 ) - متن و مج : نديدى ( 8 ) - مپ 2 و مج - در ( 9 ) - مج : ته ( 10 ) - متن و مپ 2 : حديث با يكديگر ( 11 ) - متن و مپ 2 + در ( 12 ) - متن : سخن ( 13 ) - مج - فلان موضع ( 14 ) - مج : مىگويد ( 15 ) - مج - خود ( 16 ) - متن و مپ 2 : وى بدين ( 17 ) - متن و مپ 2 : خود ( 18 ) - متن و مپ 2 + از خود ( 19 ) - مج - طمع ( 20 ) - مج : يافتم ( 21 ) - متن و مج + كه در ( 22 ) - مپ 2 و مج : بدان ( 23 ) - مپ و مج : بحاصل ( 24 ) - مپ 2 : نشود ( 25 ) - مج : چنين