تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
بزرگتر بريز « 1 » تا اگر وقتى بر آن « 2 » به نزديك من حلوا فرستند « 3 » بيشتر بود .

[ چرا اشعب از گفتن به مادرش كه او را غلامى بخشيده‌اند وحشت داشت ]

حكايت ( 10 ) اشعب طماع گفت : وقتى مرا غلامى « 4 » بخشيدند « 5 » . به خانه آمدم و آن غلام را با خود « 6 » بياوردم ، مادرم بديد و گفت : اى پسر اين غلام كيست ؟ من انديشيدم كه اگر به يك بار بگويم كه مرا غلامى بخشيده‌اند « 7 » مادر را « 8 » از شادى زهره بچكد . گفتم : مرا غينى بخشيده‌اند . گفت : غين چه باشد ؟ گفتم كه با لام و الف . گفت : با لام و الف چه بود ؟ گفتم : با « 9 » ميم گفت : معنى « 10 » اين حروف « 11 » چه باشد ؟ گفتم : يعنى مرا غلامى بخشيده‌اند . مادرم از شادى « 12 » بيهوش شد و « 13 » اگر حروف مقطع « 14 » نگفتمى « 15 » از غايت فرح « 16 » به مردى و السلام .

[ پاسخ اشعب به سالم بن عبد اللّه در باب غايت حرص خود ]

حكايت ( 11 ) سالم بن عبد اللّه از اشعب پرسيد كه طمع تو تا « 17 » چه حد باشد ؟ گفت تا به غايتى كه هرگز پس جنازه‌اى دو كس با يكديگر سخن نگفتند الا كه مرا در خاطر افتاد كه « 18 » مگر اين متوفى چيزى وصيت « 19 » كرده است كه مرا « 20 » دهند . و هيچكس دست در جيب نكرد كه نه من گمان بردم كه مگر چيزى به من « 21 » خواهد داد ، و در مدينه هيچ زنى را « 22 » به شوهر ندادند « 23 »
هامش
( 1 ) - مج : تو بزرگتر بريز ( 2 ) - مج : در اينجا ( 3 ) - مپ 2 : كه شايد كه وقتى در انجا حلوا كنند و به نزديك من فرستند + تا ( 4 ) - متن : غلامى به من ( 5 ) - مج : بخريدند ( 6 ) - مپ 2 - با خود ( 7 ) - مج : بخشيدند ( 8 ) - متن و مپ 2 : مادرم ( 9 ) - مج - با ( 10 ) - مج - معنى ( 11 ) - متن : حرف ( 12 ) - مپ 2 - از شادى ( 13 ) - متن : گفت ، مپ 2 : گفتم ( 14 ) - متن و مپ 2 : منقطع ( 15 ) - مج : بگفتى ( 16 ) - متن : شادى ( 17 ) - مج - تا ( 18 ) - متن و مپ 2 : كه چون از پس جنازه‌اى دو كس از پس يكديگر سخنى كه هست گويند در خاطر من آيد كه ( 19 ) - متن : از بهر من وصيتى ( 20 ) - متن + چيزى ، مج - مرا ( 21 ) - مج : مرا چيزى ( 22 ) - مپ 2 - را ( 23 ) - مج : نداد + كه نه من گمان بردم
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 96 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )