خداوند « 1 » ببافتند « 2 » . امير المؤمنين فرمود كه راست ببايد گفت تا اين از كجا بدست آوردهاى « 3 » ؟ و گفت « 4 » : آن غلام كه اين را « 5 » آورده است بگوى تا « 6 » حاضر شود « 7 » تا از وى معلوم كنم « 8 » كه بافندهء اين كيست ؟ جهود « 9 » گفت : بروم و غلام را حاضر آرم . فرمان صادر شد « 10 » كه رفتن تو محال است « 11 » كس « 12 » بفرست تا غلام بيايد . جهود درماند و سخن « 13 » پريشان گفتن گرفت : امير المؤمنين فرمود تا او « 14 » را موقوف كنند « 15 » و معتمدان « 16 » بفرستاد تا خانهء « 17 » او را بگرفتند « 18 » و كسان او را « 19 » تعذيب كردند تا آن چاه « 20 » را نشان دادند « 21 » ، و ملكزاده و ياران او را « 22 » با تنى چند دگر از مسلمانان كه از دست شروقيد « 23 » او باقى « 24 » مانده بودند از آن چاه برآوردند ، و ملكزاده به خدمت امير المؤمنين آمد و شرف دستبوس دريافت « 25 » و امير المؤمنين بفرمود تا آن جهود را به عقوبتى هرچه تمامتر سياست كردند « 26 » و مالى بىحد از وثاق او بيافتند « 27 » امير المؤمنين آن « 28 » جمله به ملكزاده
هامش
( 1 ) - متن و مج : امير المؤمنين
( 2 ) - متن - ببافتند ، مج : ببافند
( 3 ) - مپ 2 و مج - تا اين از كجا به دست آوردهاى
( 4 ) - مج : بگو ، مپ 2 + تا
( 5 ) - متن و مپ 2 - را
( 6 ) - مپ 2 و مج - بگوى تا
( 7 ) - مپ 2 : آيد ، مج : آرند
( 8 ) - مج : كنيم
( 9 ) - مپ 2 : جهودك
( 10 ) - مپ 2 و مج :
گفتند
( 11 ) - مپ 2 : محال است رفتن تو
( 12 ) - متن و مپ 2 - كس
( 13 ) - مج : سخنان
( 14 ) - مپ 2 : جهودك
( 15 ) - متن : گرداند ، مپ 2 :
بند كردند
( 16 ) - مج + را
( 17 ) - مپ 2 : به خانه + او كسان پاورقى شماره 18 در متن اصلى نيست
( 18 ) - مج : فروگرفتند
( 19 ) - مپ 2 - او را
( 20 ) - مج : خانه
( 21 ) - مپ 2 + پس برفتند
( 22 ) - متن - را
( 23 ) - مج :
غدر
( 24 ) - مپ 2 - از دست شر و قيد او باقى
( 25 ) - مپ 2 + و الحمد اللّه الذى اذهب عنا الحزن بر خواند
( 26 ) - مپ 2 : بكشتند
( 27 ) - مپ 2 : و مالى كه در وثاق او بود
( 28 ) - مپ 2 - امير المؤمنين آن