تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
مگر « 1 » مرا اهل طمع ندانسته « 2 » است ، و من اين اكاذيب را به وسيلت « 3 » طمع استماع نمايم « 4 » ، و اكنون چون او را طمع نيست آن « 5 » به سمع من « 6 » راه نيابد . شعر « 7 » :
و سايلك الاقصى و سائله المنى * إذا قصرت بالسّائلين الوسايل « 8 »

[ حكايت خليفه منصور و ربيع حاجب كه شخصى را به شرط نداشتن طمع به عنوان مصاحب به حضور خليفه مىآورد و او با ظرافت و زرنگى خاص بالاخره پاداش خوبى مىگيرد ]

حكايت ( 6 ) ربيع حاجب گفت : وقتى « 9 » امير المؤمنين منصور فرمان داد كه مرا امشب « 10 » خواب نمىآيد كسى را از ارباب هنر بياور تا از محاورهء وى استيناسى « 11 » يابم . ربيع گفت : پسر عباس « 12 » مردى خوش‌سخن صاحب طبع است « 13 » و اسمار و اخبار بسيار ياد دارد اگر فرمان باشد او را حاضر آرم . منصور گفت : چنين است كه تو مىگويى ، اما مردى « 14 » طماع « 15 » است و خواهنده ، بايد كه « 16 » او را سوگند دهى تا « 17 » از من چيزى نخواهد . پس ربيع به نزديك پسر « 18 » عباس ممتوق « 19 » رفت و گفت : ترا امشب به نزديك « 20 » امير المؤمنين مىبرم تا در خدمت او محدثى كنى « 21 » ، بدان شرط كه سوگند خورى كه از وى هيچ « 22 » نخواهى « 23 » . پسر عباس بخنديد و عهد كرد كه از امير المؤمنين « 24 »
هامش
( 1 ) - متن - مگر ( 2 ) - متن : بدانسته ( 3 ) - مج : به شناعت ، و ظاهرا : شفاعت ( 4 ) - مپ 2 - و من اين اكاذيب . . . نمايم ( 5 ) - مج - آن ( 6 ) - متن و مپ 2 : ما ( 7 ) - متن : و السلام ( 8 ) - متن - بيت مذكور ( 9 ) - مپ 2 : كه شبى ( 10 ) - مپ 2 : امشب مرا ( 11 ) - مج + تمام ( 12 ) - مپ 2 + مسوف ، مج + ممتوق را ( 13 ) - متن - است ( 14 ) - مج - مردى ( 15 ) - مج : طامع ( 16 ) - مپ 2 : و بايد ( 17 ) - مج : كه ( 18 ) - متن - پسر ( 19 ) - متن - ممتوق ( 20 ) - مج : به خدمت ( 21 ) - مپ 2 - تا در خدمت او محدثى كنى ( 22 ) - مپ 2 : طمع ، مج + چيز ( 23 ) - مپ 2 : ندارى ( 24 ) - مپ 2 : از او ، مج + امشب