آثار نجابت در ناصيهء او ظاهر بود « 1 » و مخايل شهامت در مشاهدهء او واضح « 2 » .
در « 3 » ترشيح « 4 » او جد بليغ نمودند تا آن ماه شب چهارده « 5 » چهارده ساله شد .
پدر خواست كه « 6 » از جهت او كريمهاى خطبه كند « 7 » . پسر به خدمت « 8 » پدر « 9 » عرضه داشت كه : اول سبقى كه از لفظ « 10 » استاد شنيدم « 11 » آن بوده است « 12 » كه پيشه ، مرد را از دست هلاك « 13 » برهاند و سفر ناقص را كامل گرداند ، و تا من « 14 » پيشهاى نياموزم و سفرى « 15 » نكنم البته « 16 » به مصاهرت هيچكس « 17 » راضى نباشم « 18 » .
پادشاه گفت : جان پدر ، پادشاه را با پيشه چهكار ؟ كه پيشهء پادشاهان تقليب « 19 » تيغ و سنان و ترتيب ركاب و عنان تواند بود ، و تو از آن جمله بهره دارى . پسر پيغام فرستاد كه اين « 20 » باد دولت همه وقت راست نبزد « 21 » و آب اقبال « 22 » پيوسته جارى نباشد ، و ملك و دولت را اعتماد « 23 » نشايد . شعر :
إذا هبّت رياحك فاغتنمها * فانّ لكلّ خافقه سكون
پدر را « 24 » از كياست پسر عجب آمد « 25 » ، پس « 26 » ندا فرمود در شهر
هامش
( 1 ) - مپ 2 : پيدا بود ، مج : لايح بود
( 2 ) - مپ 2 - و مخايل شهامت در مشاهده او واضح
( 3 ) - مپ 2 + تربيت و
( 4 ) - متن و مپ 2 : ترشح
( 5 ) - مپ 2 و مج - شب چهارده
( 6 ) - متن : تا
( 7 ) - مپ 2 + و اين فرزند را در سلك اكابر منظم گرداند ، مج + و آن در فرزند را مخدره از اكابر منتظم گرداند
( 8 ) - مپ 2 : در خدمت ، مج : خدمت
( 9 ) - مج - پدر
( 10 ) - مپ 2 - لفظ
( 11 ) - مج : شنيدهام
( 12 ) - مپ 2 : بود
( 13 ) - مج - هلاك
( 14 ) - مپ 2 و مج : من تا
( 15 ) - مپ 2 : سفر
( 16 ) - مپ 2 - البته
( 17 ) - مج :
كس
( 18 ) - مج : نشوم
( 19 ) - متن و مپ 2 : استعمال
( 20 ) - مپ 2 و مج : اى پادشاه
( 21 ) - مپ 2 و مج : نوزد
( 22 ) - متن و مپ 2 : دولت
( 23 ) - مپ 2 و مج : اعتماد را
( 24 ) - متن و مپ 2 - را
( 25 ) - متن : بماند مج : آمدند
( 26 ) - متن و مج : و