تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
آثار نجابت در ناصيهء او ظاهر بود « 1 » و مخايل شهامت در مشاهدهء او واضح « 2 » . در « 3 » ترشيح « 4 » او جد بليغ نمودند تا آن ماه شب چهارده « 5 » چهارده ساله شد . پدر خواست كه « 6 » از جهت او كريمه‌اى خطبه كند « 7 » . پسر به خدمت « 8 » پدر « 9 » عرضه داشت كه : اول سبقى كه از لفظ « 10 » استاد شنيدم « 11 » آن بوده است « 12 » كه پيشه ، مرد را از دست هلاك « 13 » برهاند و سفر ناقص را كامل گرداند ، و تا من « 14 » پيشه‌اى نياموزم و سفرى « 15 » نكنم البته « 16 » به مصاهرت هيچكس « 17 » راضى نباشم « 18 » . پادشاه گفت : جان پدر ، پادشاه را با پيشه چه‌كار ؟ كه پيشهء پادشاهان تقليب « 19 » تيغ و سنان و ترتيب ركاب و عنان تواند بود ، و تو از آن جمله بهره دارى . پسر پيغام فرستاد كه اين « 20 » باد دولت همه وقت راست نبزد « 21 » و آب اقبال « 22 » پيوسته جارى نباشد ، و ملك و دولت را اعتماد « 23 » نشايد . شعر :
إذا هبّت رياحك فاغتنمها * فانّ لكلّ خافقه سكون
پدر را « 24 » از كياست پسر عجب آمد « 25 » ، پس « 26 » ندا فرمود در شهر
هامش
( 1 ) - مپ 2 : پيدا بود ، مج : لايح بود ( 2 ) - مپ 2 - و مخايل شهامت در مشاهده او واضح ( 3 ) - مپ 2 + تربيت و ( 4 ) - متن و مپ 2 : ترشح ( 5 ) - مپ 2 و مج - شب چهارده ( 6 ) - متن : تا ( 7 ) - مپ 2 + و اين فرزند را در سلك اكابر منظم گرداند ، مج + و آن در فرزند را مخدره از اكابر منتظم گرداند ( 8 ) - مپ 2 : در خدمت ، مج : خدمت ( 9 ) - مج - پدر ( 10 ) - مپ 2 - لفظ ( 11 ) - مج : شنيده‌ام ( 12 ) - مپ 2 : بود ( 13 ) - مج - هلاك ( 14 ) - مپ 2 و مج : من تا ( 15 ) - مپ 2 : سفر ( 16 ) - مپ 2 - البته ( 17 ) - مج : كس ( 18 ) - مج : نشوم ( 19 ) - متن و مپ 2 : استعمال ( 20 ) - مپ 2 و مج : اى پادشاه ( 21 ) - مپ 2 و مج : نوزد ( 22 ) - متن و مپ 2 : دولت ( 23 ) - مپ 2 و مج : اعتماد را ( 24 ) - متن و مپ 2 - را ( 25 ) - متن : بماند مج : آمدند ( 26 ) - متن و مج : و