تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
كرمان « 1 » كه « 2 » جملگى اهل حرفت پيشه‌هاى خود بر وى عرض كنند « 3 » و صنعت‌هاى خود آشكار گردانند « 4 » تا پادشاهزاده بر ايشان بگذرد و به هركدام « 5 » كه او را ميل بود « 6 » در تعلم « 7 » آن كوشد . پس ارباب حرفت « 8 » آنچه از محاسن پيشهء ايشان بود « 9 » همه بر صحرا نهادند « 10 » و شاهزاده بريشان « 11 » گذرى كرد « 12 » و « 13 » در آن صنعت‌ها نظرى مىانداخت « 14 » . مردى بود « 15 » از گرگان كه « 16 » حصيرهاى « 17 » لطيف بافتى « 18 » . شاهزاده آن را « 19 » اختيار كرد و او را بياوردند « 20 » و به مدت « 21 » اندك « 22 » شاهزاده در حصيربافتن « 23 » بىنظير شد . پس از پدر اجازت سفر خواست و پدر او « 24 » هرسال « 25 » به خدمت « 26 » امير المؤمنين تقرب نمودى و به حضرت خلافت خدمتى « 27 » ها فرستادى « 28 » . پس پسر را اسباب « 29 » ساخته كرد « 30 » و با طايفه‌اى از
هامش
( 1 ) - مپ 2 - در شهر كرمان ، مج : گرگان ( 2 ) - متن : تا ( 3 ) - مپ 2 : صنعت‌هاى خود ظاهر كند ، مج : خود را ظاهر كنند ( 4 ) - متن و مپ 2 - گردانند ( 5 ) - متن + صنعت ( 6 ) - مج : كه طبيعت او مايل شود ( 7 ) - متن و مپ 2 : تعليم ( 8 ) - مج : حرف ( 9 ) - مپ 2 - پس ارباب حرفت . . . ايشان بود ( 10 ) - مپ : را ظاهر كردند ( 11 ) - مج : در بازار ( 12 ) - متن : بيافت ( 13 ) - مپ 2 - بريشان گذرى كرد و ( 14 ) - متن و مج - و در آن صنعت‌ها نظرى مىانداخت ( 15 ) - مج - بود ( 16 ) - مج + در شهر كرمان توطن كرده بود ( 17 ) - مج + گرگانى ( 18 ) - متن - مردى بود از گرگان كه حصيرهاى لطيف بافتى ( 19 ) - متن : از آن پيشه‌ها حصيربافى ، مج : آن حرفت را ( 20 ) - متن : آن استاد گرگانى به خدمت او آوردند ( 21 ) - متن : به مدتى ، مج : مدتى آن صنعت تعليم كرد ( 22 ) - متن + آن ، مج : تا ( 23 ) - متن : آن صنعت ( 24 ) - متن - او ( 25 ) - متن : هرسالى ( 26 ) - مپ 2 و مج : به حضرت ( 27 ) - متن : خدمت ( 28 ) - مپ 2 - و پدر او هر . . . فرستادى ( 29 ) - مپ 2 + سفر ( 30 ) - متن گردانيد .
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 88 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )