دانست فاما « 1 » ستارهاى كه اين « 2 » بركت از حركت او اقتضا مىكرد مگر « 3 » ستارهء ديگر به كينهء ديرينه و عداوت قديم خصومتى كرد و آن ستاره را گفت كه :
ترا از اين عمل بازدارم و نگذارم كه براى مدبرى « 4 » منحوس ، صاحب دولتى مسعود را « 5 » در پايمال خاك آرى « 6 » تا مال او بر باد شود . گفت بارى خر او را « 7 » ضياع « 8 » گذارم تا « 9 » اگر به « 10 » سبب ميراث ، جبه « 11 » و دستار و ضياع و عقار « 12 » نيافت از خررسن « 13 » و نوار ميراثى يابد و « 14 » گردن بدخواهان خداوند خواجهء جهان و دستور صاحبقران ، صدر قضا نفاذ « 15 » قدر « 16 » فرمان ، نظام الملك قوام الدوله و الدين ملك ملوك الوزرا ضاعف اللّه جلاله بدان بربندد « 17 » و به دار « 18 » برآويزد « 19 » . بيت :
صاحب عادل نظام الملك عالى رتبتى * كآسمان ملك را راى منيرش خورشدست
زبدهء دوران قوام الدين محمد كز شرف * بخت را بايسته « 20 » و اقبال را درخورشدست
حرص را از خوان احسانش به جاى مايده * برهء گردون و قرص خور غذا و خورشدست « 21 »
هامش
( 1 ) - متن : اما
( 2 ) - مج - اين
( 3 ) - مج و دان + با
( 4 ) - مج - مدبرى ، دان : مدعى مدبرى
( 5 ) - متن و مپ 2 و فا - را
( 6 ) - مپ 2 : آرد
( 7 ) - متن و مپ 2 : خروارى ، دان : فردى را ، مج و دان + بر دست
( 8 ) - متن و مپ 2 : صاع
( 9 ) - متن و مپ 2 - تا
( 10 ) - متن و مپ 2 - به
( 11 ) - دان : چه
( 12 ) - دان : قار
( 13 ) - متن : مهرس
( 14 ) - متن و مپ 2 و دان و فا + بر ، مج : كه
( 15 ) - متن - نفاذ
( 16 ) - قدر
( 17 ) - متن - بدان بربندد
( 18 ) - مج : به دار بوار ، دان : به ديوار
( 19 ) - مج و دان : برآرد ، فا و متن - و به دار برآويزد
( 20 ) - متن و مپ 2 :
پابسته
( 21 ) - بيت بالا در متن و مپ 2 و فا نيامده است