تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
راى ملك‌آراى او كز غيب مىيابد مدد * دفع يا جوع فتن را سد اسكندر شدست دست قهرش بر سر هر سركشى افسار كرد * خاك پايش تارك خورشيد را افسر شدست تا كف زربار را « 1 » در بخشش و « 2 » احسان گشاد « 3 » * ابر و « 4 » دريا را ز غيرت سينه پر آذر شدست « 5 » اين « 6 » يكى اندر « 7 » عرق « 8 » غرق است « 9 » و ديگر « 10 » خشك لب * جشم اين كمتر « 11 » شدست و بذل آن كمتر شدست تا كه تاج و تخت باشد سرفراز « 12 » و پايدار * ملك را از هردو زيب و زينتى ديگر شدست باد در صدر وزارت جاودان « 13 » زيرا به راى * بخت و تخت و زينت « 14 » تاج « 15 » شه كشور شدست « 16 »
هامش
( 1 ) - مج - را ( 2 ) - مج : در ( 3 ) - متن و مپ 2 : فتاد ( 4 ) - متن و مج و مپ 2 - و ( 5 ) - دان اين بيت را ندارد ( 6 ) - مپ 2 و مج : آن ( 7 ) - متن و مپ 2 : را در ( 8 ) - مج - عرق ( 9 ) - مپ 2 - است ( 10 ) - متن و مپ 2 : دگر را ( 11 ) - فا : مكثر ( 12 ) - مج : برفراز ( 13 ) - مج : كامران ( 14 ) - مپ 2 + و ( 15 ) - متن : شاه ( 16 ) - دان - سه بيت اخير
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 77 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )