و دستار به « 1 » باد داده سر طلبيده « 2 » گوش از دست شده « 3 » . چون معبر را بيافت « 4 » با او خصومت « 5 » درپيوست و گفت : اى به « 6 » خبث باطن « 7 » هزار مؤمن را در دام غرور افكنده « 8 » ، و اى از « 9 » شره طبيعت هزار باطل را در لباس حق به خلقان نموده ، ناموس و « 10 » سالوس تو دمار از ديار نفس منحوس من برآورد ، به ميراثيم « 11 » وعده كردى و به مد خرى « 12 » اميدوارم گردانيدى . مدتى در رنج انتظار و محنت اصطبار « 13 » بسر بردم . ستور را در « 14 » كارگل « 15 » كشتم و به طمع « 16 » سود گران وام بىكران كردم ، خانهء همسايه را به نسيه خريدم ، مال بدست « 17 » نيامد و اشغال زيادت شد ، هرچند كه « 18 » رنج بيشتر « 19 » مىشود اميد من كمتر مىگردد « 20 »
بيت :
اى وعدههاى تو همه زان سوى جوى ، پل * وى عشوههاى تو همه زان سوى مى ، خمار
پس چون اضطراب سوداى او كم شد معبر « 21 » بيچاره در غرقاب حيرت چنگ در حبل « 22 » اعتذار زد و گفت « 23 » : هرچند كه خير و شر و نفع و ضر به تقدير مقدر بايد شناخت و درشتى و نرمى و سردى و گرمى از تدبير او بايد
هامش
( 1 ) - متن - به
( 2 ) - مپ 2 : طلبيد
( 3 ) - مج + بود
( 4 ) - مپ 2 و مج : دريافت
( 5 ) - مپ 2 و مج : خصومتى
( 6 ) - متن - به
( 7 ) - مج : باطنت
( 8 ) - مپ 2 و مج : آورده
( 9 ) - متن و مپ 2 - اى از
( 10 ) - مپ 2 و مج - و
( 11 ) - متن و مپ 2 : بميراثم
( 12 ) - مپ 2 : و بهر چيزى
( 13 ) - مپ 2 - و محنت اصطبار
( 14 ) - مج :
خراز
( 15 ) - متن و مج - گل
( 16 ) - متن و مپ 2 - طمع
( 17 ) - مج - بدست
( 18 ) - مپ 2 - هرچند كه ، مج - هرچه
( 19 ) - مج : بيش
( 20 ) - مج : اميد كمى مىآرد ، مپ 2 + و هيچ اثر نمىبينم
( 21 ) - متن و مپ 2 :
منجم
( 22 ) - متن و مپ 2 : چنگ
( 23 ) - متن + كه