دست تصرف او نهادهاند و اطراف خطهء كالبد به حفظ و سياست او باز گذاشته در دولت خانهء مراد « 1 » خلوت « 2 » جست ، نفس انسانى در فراز و نشيب عالم اسرار جولانى مىكرد و در هواى فضاى عالم تحقيق پرواز مىنمود « 3 » و خوابى مىديد چنان كه مردمان خيالپرست گنجانديش سودايى ببينند كه ظاهر آن صورت طربى و فرحى « 4 » اقتضا كند اما موجب آن نصبى و برحى بود « 5 » . خيال چهرهء شب بود كه « 6 » در زير حادثهء روز پنهان گشته ، نشان صورت دولت بود كه « 7 » در پس « 8 » پردهء محنت « 9 » مستور شده « 10 » . چون باد سحر « 11 » [ به ] بشارت صبح ، دم نيلوفر آورد و روز روشن سر از عقبهء مشرق برآورد ، مرد سودايى در انديشه آن افتاد كه حكايت آن خواب پيش معبرى بازگويد و استادى بدست آرد كه حدس قويش « 12 » در علم رويا رويت يوسفى دارد « 13 » ، تا آن سر با او در ميان نهد .
از اتفاق يكى ازين كوىگردان راهنشين و ديوگيران صورتبين را « 14 » بر « 15 » وى گذرى افتاد « 16 » ، پيش او شد و خواب خويش با او بازگفت . مرد معبر گفت :
اين خواب دليل مىكند كه تو ميراث « 17 » گيرى و نعمتى بدست آرى ، و طالع تو عظيم نيكوست و تسديس مشترى است و مهرهء « 18 » زهره از ششدر « 19 » خسوف
هامش
( 1 ) - متن : مرد
( 2 ) - مپ 2 و مج : خلوتى
( 3 ) - مپ 2 : در پرواز آمد ، متن - نفس انسانى در فراز . . . پرواز مىنمود
( 4 ) - متن : فرحتى
( 5 ) - مپ 2 - اما موجب آن نصبى و برحى بود ، مج : نصيبى و فرحى
( 6 ) - مج - كه
( 7 ) - مج - كه
( 8 ) - مپ 2 - پس
( 9 ) - متن : محبت
( 10 ) - مپ 2 : بيرون شده
( 11 ) - مج : سحرى
( 12 ) - مج : حديث قويمش
( 13 ) - متن : روايات رويارميت يوسف دارد ، مپ 2 بجاى تمام جمله اين عبارت را دارد : و در علم رويا و رويت يوسفى بدست آرد
( 14 ) - متن - را ، مپ 2 :
و دورهگرد صورتبين را
( 15 ) - متن + اثر
( 16 ) - مپ 2 : كرد
( 17 ) - مج : ميراثى
( 18 ) - مج - و تسديس مشرى است و مهره
( 19 ) - متن :
شب در