رسته « 1 » و ماه عشرت « 2 » از محاق ايمن شده ، خورشيد دولت طالع خواهد شد و نعمت بسيار بدست خواهد آمد . مرد صلتى « 3 » به معبر داد و منتظر ميراث بنشست ، و همه روز در ساختن كار ثروت مىبود . چون ماليخولياى فاسد از نقطهء اعتدال عدول كرد و سودا در سويداى سينه « 4 » غالب شد ، با خود گفت : كه مرا خانهء خوب بايد كه چون مال موروث برسد نقود را جايى بود و اقمشه و منقولات را جايى « 5 » . چون دست فراخ گردد خانه تنگ بود « 6 » . پس مبلغى زر قرض كرد و خانهء همسايه « 7 » بخريد و آن را خراب كرد و به عمارت آن مشغول شد ، و ستورى كه داشت « 8 » در خاك كشيدن انداخت « 9 » و در مدتى اندك آن درازگوش « 10 » چنان شد كه بر وى « 11 » جز رگ و پوست « 12 » و پى نماند و از گوشت جز استخوان ظاهر نشد . از بس قطع مسافت و تجرع جام آفت طاقت بار حيات نداشت « 13 » . در « 14 » دست محنت از پاى درافتاد و سفر عدم در « 15 » پيش گرفت . مرد درنگريد ستور را « 16 » از دست رفته ديد « 17 » سودا با صفرا درآميخت و آتش « 18 » بر سرش بردويد . آن خاكسار چون باد « 19 » به طلب منجم و معبر برخاست ، كلاه جسته « 20 »
هامش
( 1 ) - متن و مپ 2 - رسته
( 2 ) - مج : عزت
( 3 ) - مج : صله
( 4 ) - مج + او
( 5 ) - مج : موروث را اتفاق نقلى افتد نقود و مكنونات را جايى بود
( 6 ) - مپ 2 - چون دست فراخ گردد خانه تنگ بود ، مج : نيك بود
( 7 ) - مپ 2 و مج + را
( 8 ) - متن + آن را
( 9 ) - متن و مپ 2 : داشت
( 10 ) - متن : اندك از تحمل مشقت
( 11 ) - مج : كه از پوست
( 12 ) - مپ 2 :
پوست و رگ ، مج - و پوست
( 13 ) - مپ 2 - از بس قطع . . . حيات نداشت
( 14 ) - مپ 2 : از
( 15 ) - مپ 2 و مج - در
( 16 ) - مپ 2 و مج : خر
( 17 ) - مج : بود + از دريافت مدام جز جامى نه ، مپ 2 + در پاى دام جز جامى نه
( 18 ) - مپ 2 + برخاست و
( 19 ) - مپ 2 و مج : چون باد خاكسار
( 20 ) - متن : چادر خسته ، مج : چادر جسته