تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
پاره‌اى گوشت او را وظيفه « 1 » كرده بود ، روزى آن گربه را در كبوتر « 2 » خانه بگرفتند « 3 » و پوستش پر كاه كردند و بر « 4 » در كبوترخانه بياويختند . احمد بر آن طرف گذر « 5 » كرد و گربهء خود را بدان حالت « 6 » ديد . گفت : اگر بدان قدر گوشت كه به وى مىرسيد قناعت كردى اين بلا بر وى « 7 » نيامدى ، اما چون در دام طمع بماند جانش « 8 » در مضراب اضطراب خسته گشت تا عالميان مذمت طمع بدانند و عزت قناعت بجويند « 9 » .

[ عشق مفرط سليم دل حريص به مال و خواب او بدين خيال و تعبير آن معبر نااهل و سرانجام شوم آن احمق حريص ]

حكايت ( 11 ) آورده‌اند كه سليم دلى بود حريص « 10 » كه به‌واسطهء طمع و وسيلت شره ، خار « 11 » خيالات محال در سويداى سينهء خويش « 12 » افكنده بود و به هوس جمع مال مصالح حال و مآل را « 13 » ترك كرده « 14 » . همه روز در انديشهء توانگرى بودى و همه شب در سوداى « 15 » غنا خفتى « 16 » ، و كمال حرص « 17 » نقصان و زوال در حال او پديدآورد . شبى كه رنج كوفتگى كسب او كمال يافته بود « 18 » سر بر بالين نهاد و اعضا در مقام استراحت نظامى گرفت « 19 » و اطراف و اجزا در موقف قرار آرامى حاصل كرد « 20 » ، و عصابهء غفلت بر حاشيه جبهت بست « 21 » . متصرفان « 22 » حواس از كار بازايستادند . سلطان دل كه ايالت ولايت قالب در
هامش
( 1 ) - مپ 2 : وظيفهء او ، مج : وظيفه ( 2 ) - مپ 2 - كبوتر ( 3 ) - مج + و كشتند ( 4 ) - مج - بر ( 5 ) - مج : گذرى ( 6 ) - مپ 2 + آويخته ( 7 ) - مپ 2 : بوى ( 8 ) - مج - جانش ( 9 ) - مج : بخوانند ، مپ 2 : بدانند كه مذمت طمع و عزت قناعت چند است . ( 10 ) - متن و مپ 2 - حريص ( 11 ) - مپ 2 و مج : ادخار ( 12 ) - مپ 2 : خوش ( 13 ) - مج : و امسال را ( 14 ) - مج : آورده ( 15 ) - متن : سويدا ( 16 ) - مج + هوس بيشى تاب كمى در كالبد او افكنده ( 17 ) - مپ 2 و مج : و حرص كمال ( 18 ) - متن - شبى كه رنج كوفتگى كسب او كمال يافته بود ( 19 ) - متن : مقامى ( 20 ) - مپ 2 : كردند ( 21 ) - مج : شبهت بسته ( 22 ) - متن : و متصوفان مپ 2 : مصرفان