او را به دو نمودى عز طاعت من به وى بازنماى « 1 » . در حال يعقوب ليث صحت يافت « 2 » و رنج از وى زايل شد « 3 » . بفرمود تا هزار دينار بياوردند و پيش وى بنهادند « 4 » . شيخ در آن ننگريست و گفت : ما اين عزت به قناعت و ناستدن « 5 » يافتهايم نه به حرص و گرفتن . پس بفرمود تا عمارى خاصهء او « 6 » بياوردند و شيخ را در آنجا نشاندند « 7 » و به خانه فرستاد « 8 » . در راه خادم او را مىگويد اگر آن مال بستدى و به درويشان به « 9 » صدقه دادى به « 10 » بودى . گفت : بندگان خداى را « 11 » خدايشان « 12 » روزى بدهد سهل را با فضول « 13 » چهكار « 14 » .
[ غارنشينى بقراط حكيم و اباى او از معالجهء پادشاه ]
حكايت ( 8 ) آوردهاند كه چون كار بقراط حكيم « 15 » بالا گرفت و حكمت خود در بسيط عالم بسط كرد « 16 » ، عزلت اختيار كرد و در غارى رفت و هم آنجا تنها روزگار مىگذاشت ، تا « 17 » پادشاه وقت « 18 » را « 19 » علتى پديد آمد و طبيبان از معالجت « 20 » عاجز شدند « 21 » ، و مرين ملك را وزيرى بود « 22 » شاگرد بقراط « 23 » .
پس رسولى « 24 » به بقراط فرستاده او را استدعا كرد « 25 » تا ملك را معالجت
هامش
( 1 ) - مپ 2 : طاعتى كه كردهام بوى نماى
( 2 ) - مج : تندرست شد ، مپ 2 :
شفا يافت
( 3 ) - مج : گشت
( 4 ) - مج : در پيش شيخ نهادند
( 5 ) - مج :
ناگرفتن
( 6 ) - مپ 2 - او
( 7 ) - مپ 2 : شيخ در آنجا نشاند
( 8 ) - متن :
فرستادند
( 9 ) - مپ 2 - به
( 10 ) - مپ 2 : نيك
( 11 ) - متن و مپ 2 - را
( 12 ) - مج : خداى
( 13 ) - مپ 2 : فضولى ، مج + و حساب
( 14 ) - مج : كارى نبود
( 15 ) - در سه نسخه + « در حكمت » حذف آن از متن قياسى است
( 16 ) - متن : و حكم در اهل عالم بسط كرد ، مج : و اهل علم از حكمت او آگاهى يافتند و شاگردان او بساط حكمت بسيط كردند
( 17 ) - مج - تا
( 18 ) - مج : آن روزگار
( 19 ) - مپ 2 - را
( 20 ) - مپ 2 + آن ، مج + او
( 21 ) - متن و مپ 2 : شده بودند
( 22 ) - متن + كه
( 23 ) - متن + بود مپ 2 - و مرين ملك را وزيرى بود شاگرد بقراط
( 24 ) - متن : و رسولى ، مج :
پس آن وزير برسولى
( 25 ) - مپ 2 : بخواند