تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
گفتم كه چو ناگه آمدى عيب مگير * چشم تر و نان خشك و روى تازه
مرد چون « 1 » نان بديد گفت : اى « 2 » كاجكى با اين نان « 3 » پاره‌اى پنير بودى . سليمان برخاست و به بازار رفت و ردا به « 4 » گرو كرد و پنير خريد « 5 » و پيش مهمان آورد . مهمان چون نان بخورد گفت : الحمد لله كه خداى عز و جل ما را بر آنچه « 6 » قسمت كرده است « 7 » قناعت داده است و خرسند گردانيده . سليمان گفت : اگر به دادهء خدا « 8 » قانع بودى « 9 » و خرسندى نمودى رداى من به بازار به گرو نرفتى « 10 » .

[ بيمارى سخت يعقوب ليث و توسل او به دعاى سهل تسترى و رد كردن سهل عبد اللّه انعام يعقوب را ]

حكايت ( 7 ) آورده‌اند كه وقتى يعقوب ليث بيمار شد « 11 » ، جملهء طبيبان او را معالجت كردند و به « 12 » نمىشد و صحت روى نمىداد « 13 » . طبيبان گفتند : ما آنچه « 14 » دانستيم كرديم و صحت نيافتى اكنون « 15 » به انفاس بزرگان تقرب نماى « 16 » مگر « 17 » صحت يا بى . كس فرستاد و سهل عبد الله تسترى را قدّس اللّه روحه العزيز بخواند « 18 » و از وى درخواست « 19 » تا دعايى كند . خواجه دست « 20 » برداشت و گفت : أللهمّ قد أريته « 21 » ذلّ معصيته فأره عزّ « 22 » طاعتى ، بار خدايا ذل معصيت
هامش
( 1 ) - مپ 2 + آن ( 2 ) - مپ 2 و مج - اى ( 3 ) - مج - نان ( 4 ) - مج - به ( 5 ) - مپ 2 : بياورد ( 6 ) - مج : بدانچه ( 7 ) - مپ 2 : بود ( 8 ) - مج + عز و جل ( 9 ) - مج : قناعت كردى ( 10 ) - مج : گرو نشدى ( 11 ) - متن : شده بود ، مپ 2 : بود ( 12 ) - مپ 2 : نيكو ( 13 ) - مپ 2 - و صحت روى نمىداد ( 14 ) - مپ 2 و مج : آنچه ما ( 15 ) - مج - اكنون ( 16 ) - مپ 2 و مج : كن ( 17 ) - متن و مپ 2 + كه ( 18 ) - مپ 2 شيخ سهل عبد الله تسترى را بخواندند ، مج : شيخ سهل تسترى را عليه الرحمه بخواندند . ( 19 ) - مج + كردند ( 20 ) - متن + بدعا ( 21 ) - در سه نسخه « رايته » تصحيح متن قياسى است ( 22 ) - متن : من
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 68 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )