بيا تا مطعم و مشرب من بينى ، كه هر طعامى « 1 » كه لذيذترست « 2 » تا از من فاضل نيايد بر آدميان « 3 » نرسد . بر مركب هوا سوار « 4 » شدهام و ميان چون تركان « 5 » يغما بسته و تير « 6 » سر تيز نيش را « 7 » به جهت « 8 » جگر حضمان زهر آب داده ، آنجا كه خواهم نشينم و از آنچه خواهم « 9 » خورم . پس برپريد « 10 » و به دكان « 11 » قصابى بر مسلوخى بنشست « 12 » . قصاب كارد در دست داشت « 13 » ، بزد و او را « 14 » به « 15 » دو پاره كرد و بر زمين انداخت « 16 » . مور بيامد و پاى او « 17 » بگرفت و مىكشيد . زنبور « 18 » گفت : مرا به كجا مىكشى ؟ مور « 19 » گفت : هركه به حرص به جايى نشيند كه « 20 » خواهد به جاييش « 21 » كشند كه نخواهد . و اگر عاقل « 22 » درين كلمه نظر و « 23 » تأمل كند از مواعظ جملهء واعظان مستغنى است .
[ مهمان حريص و طماع سليمان دارانى ]
حكايت ( 6 ) آوردهاند كه وقتى مردى به مهمان سليمان دارانى رفت « 24 » سليمان « 25 » آنچه داشت از نان خشك و نمك در پيش او نهاد و بر سبيل اعتذار اين بيت « 26 » بر زبان راند « 27 » :
هامش
( 1 ) - مپ 2 : طعام
( 2 ) - مج + اول
( 3 ) - مپ 2 و مج : پادشاهان
( 4 ) - متن و مج - سوار
( 5 ) - متن و مپ 2 : تركمانان
( 6 ) - مپ 2 و مج : نيزه
( 7 ) - متن - را ، مپ 2 : ريش را
( 8 ) - مپ 2 - جهت
( 9 ) - مپ 2 : و آنجا كه خواهم ، مج : آنچه خوش آيد
( 10 ) - مپ 2 : پريد ، مج : در دويد
( 11 ) - متن :
بر در دكان ، مج : بر دكان
( 12 ) - مج : نشست بر مسلوخى
( 13 ) - مج + و او را
( 14 ) - مج - او را
( 15 ) - مپ 2 - به
( 16 ) - مپ 2 : افتاد
( 17 ) - مپ 2 + را
( 18 ) - متن + او را
( 19 ) - مج - مور
( 20 ) - متن و مپ 2 + خود
( 21 ) - متن : او را بجايى
( 22 ) - مپ 2 + يك نظر
( 23 ) - مپ 2 و مج - نظر و
( 24 ) - مج : بوثاق سليمان مهمان آمد
( 25 ) - مپ 2 - سليمان
( 26 ) - متن و مپ 2 - بيت
( 27 ) - متن و مپ 2 + بيت