تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
نبشته « 1 » فتحنا ألف مدينة و بنينا ألف مدينة ثمّ طلبنا قفيز جنطة بقفيز درّ فما وجدنا و متنا جياعا « 2 » . هزار شهر گشاديم « 3 » و هزار شهر بنا كرديم « 4 » و « 5 » آخر قفيزى « 6 » گندم « 7 » به قفيزى « 6 » در « 8 » طلبيديم « 9 » و نيافتيم « 10 » و از گرسنگى بمرديم « 11 » تا همگان « 12 » بدانند كه رزق اگر در ازل حكم « 13 » رفته است كه به وى دهند بىسعى حاصل گردد « 14 » ، و اگر در ازل حكم نرفته است « 15 » به حرص و طلب و آلت « 16 » و عدت بدست نتوان آورد . و اين « 17 » كمال حكمت و موعظت است « 18 » . بيت « 19 »
اى دل به قضاى ايزدى راضى باش * نه « 20 » در غم مستقبل و نه « 20 » ماضى باش قسمت چو يكى است از جهان دو مطلب * ور مىطلبى دهد تو خود قاضى باش

[ رد كردن خليل بن احمد بصرى دعوت سليمان عبد الملك را ]

حكايت ( 4 ) آورده‌اند كه چون سليمان عبد الملك بر ولايت سند و سواحل « 21 » استيلا آورد و آن بلاد را مضبوط گردانيد به نزديك خليل احمد نامه نوشت و او را استدعا كرد و گفت : اگر « 22 » به نزديك من « 23 » آيى حق بزرگى « 24 » تو بگزارم « 25 » و در انعام و اكرام تو مبرم باشم « 26 » تا ترا غنايى حاصل « 27 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 و مج + كه ( 2 ) - مج : جايعا ( 3 ) - متن و مپ 2 : گشادم ( 4 ) - متن و مپ 2 : كردم ( 5 ) - مج : به ( 6 ) - مج : قفيز ( 7 ) - مپ 2 : در ( 8 ) - مپ 2 : گندم ( 9 ) - متن و مپ 2 : طلبيدم ( 10 ) - متن و مپ 2 : نيافتم ( 11 ) - متن و مپ 2 : بمردم ( 12 ) - متن : همگان ( 13 ) - مپ 2 - حكم ( 14 ) - متن : بوى رسيد ( 15 ) - مج : نكرده‌اند ( 16 ) - متن و مپ 2 - و آلت ( 17 ) - متن : از ( 18 ) - متن : - است ( 19 ) - مج - و اين كمال . . . بيت ( 20 ) - مج : نى ( 21 ) - مپ 2 : هند ( 22 ) - مپ 2 + تو ( 23 ) - مپ 2 و مج : ما ( 24 ) - مپ 2 - بزرگى ( 25 ) - مپ 2 و مج : بگزاريم ( 26 ) - مپ 2 : تو بيفزايم ، مج : متوفر باشم ( 27 ) - مج : بحاصل