او مردى « 1 » تجربت يافته است « 2 » و خدمت شاه كرده « 3 » و بر دقايق خدمت و ادب « 4 » واقف گشته « 5 » . پادشاه را « 6 » اين راى « 7 » پسنديده نمود « 8 » . پس ابو تمام را بخواند و اين معنى با وى « 9 » بازراند . ابو تمام خدمت كرد و « 10 » گفت : جان من فداى شاه « 11 » باد . اگر فرمايى به سر « 12 » روم « 13 » و جان شيرين « 14 » در بازم تا مراد شاه در كنار او نهم « 15 » . پس شاه الان بفرمود تا اسباب او مهيا كردند و تحفهها « 16 » و هديهها « 17 » ترتيب دادند « 18 » و ابو تمام به طالعى اختيار « 19 » به راه « 20 » تركستان روان « 21 » شد . و چون به حضرت خان « 22 » رسيد مقدم او را « 23 » عزيز داشت « 24 » و او را به جايگاهى نيكو فرودآورد « 25 » ، و چون خدمت « 26 » دريافت « 27 » ، تحف و هدايا تسليم كرد و رسالت « 28 » بگزارد و دختر « 29 » را خواستارى « 30 » كرد ، خان « 31 » گفت : مرا دامادى « 32 » بهتر از شاه الان نخواهد بود كه پادشاهى بزرگ است « 33 » و « 34 » ولايتى بسيط
هامش
( 1 ) - مپ 2 + كامل
( 2 ) - مج - است
( 3 ) - مپ 2 - و خدمت شاه كرده
( 4 ) - مپ 2 : خدمت پادشاهان
( 5 ) - مپ 2 : وقوف ، دارد
( 6 ) - متن - را
( 7 ) - متن : سخن + را
( 8 ) - مپ 2 - پادشاه را . . . نمود
( 9 ) - مج - با وى
( 10 ) - متن - ابو تمام خدمت كرد و
( 11 ) - مپ 2 :
پادشاه
( 12 ) - مپ 2 - بسر
( 13 ) - مپ 2 : بروم
( 14 ) - مج - شيرين
( 15 ) - مپ 2 : شاه بدست آرم مج : شاه پيش تخت آرم
( 16 ) - مج : تحف
( 17 ) - مج : هدايا
( 18 ) - مپ 2 : به دو سپردند ، مج : داد
( 19 ) - مپ 2 و مج :
به اختيار طالع
( 20 ) - متن و مپ 2 : به طرف
( 21 ) - مپ 2 : روانه
( 22 ) - مج + تركستان
( 23 ) - متن و مج - را
( 24 ) - مپ 2 : داشته
( 25 ) - متن : بجايگاهى بنشاند
( 26 ) - مپ 2 و مج + خان
( 27 ) - مپ 2 - و خدمت دريافت
( 28 ) - مپ 2 + را
( 29 ) - متن و مج + خان
( 30 ) - مج : خواستگارى
( 31 ) - متن : شاه
( 32 ) - مج : داماد
( 33 ) - مپ 2 - كه پادشاهى بزرگ است
( 34 ) - مپ 2 : كه