تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
به حدود الان رسيد و در دامن كوهى سراپرده بزد و منزل كرد . و هواى آن زمين او را « 1 » خوش آمد « 2 » و آبها روان بود . پس « 3 » وزير روزى « 4 » چند در آن ولايت مقام كرد ، و پيوسته كسان او براى بيع و شرى به شهر رفتندى و خريد و فروخت « 5 » كردندى « 6 » ، تا مردمان را « 7 » حال ابو تمام معلوم شد و خبر به پادشاه شهر « 8 » بردند « 9 » كه : اينجا « 10 » مردى بزرگ آمده است و درين ديار منزل « 11 » كرده . پادشاه « 12 » او را بطلبيد « 13 » . بو تمام چون دقايق خدمت ملوك دانستى و آداب نيكو شناختى « 14 » ، خدمتى كه لايق « 15 » بود راست كرد و به خدمت پادشاه « 16 » شتافت « 17 » . پادشاه او را عزيز و گرامى « 18 » كرد و از حال او پرسيد ، و چون بر احوال او « 19 » واقف گشت « 20 » گفت : ترا در حد « 21 » من ساكن مىبايد بود و به نيل مقاصد و نجح مآرب اميدوار بودن « 22 » . بو تمام در خدمت پادشاه الان مقام كرد . شاه بر وى اقبال « 23 » نمود و پيوسته « 24 » او را بزرگ داشتى و در انواع هنرها او را مىآزمود « 25 » و در همهء « 26 » هنرها او را تمام و كامل يافت « 27 » و در « 28 » تقريب او بيفزود و هيچ « 29 » كارى
هامش
( 1 ) - مپ 2 - او را ( 2 ) - مپ 2 - آمد ( 3 ) - مج - پس ( 4 ) - مپ 2 : مدتى ( 5 ) - متن : بيع و شرى ، مپ 2 - خريد و فروخت ( 6 ) - مپ 2 - كردندى ( 7 ) - مپ 2 : مردمان آنجا را ، ( 8 ) - مپ 2 و مج - شهر ( 9 ) - مپ 2 : رسيد ( 10 ) - مپ 2 : آنجا ( 11 ) - مج : نزول ( 12 ) - مج - پادشاه ( 13 ) - مپ 2 : بخواند ( 14 ) - مپ 2 - چون دقايق . . . نيكو شناختى ( 15 ) - مپ 2 و مج + پادشاه ( 16 ) - مپ 2 - پادشاه ( 17 ) - مپ 2 : رفت ( 18 ) - مپ 2 - گرامى ( 19 ) - مپ 2 : چون احوال او را ( 20 ) - مپ 2 : معلوم كرد ، مج : ، شد ، متن و مپ 2 + او را ( 21 ) - مپ 2 و مج : خدمت ( 22 ) - مج : بايد بود ( 23 ) - مج + تمام ( 24 ) - مپ 2 - پيوسته ( 25 ) - متن و مپ 2 - در انواع هنرها او را مىآزمود ( 26 ) - مپ 2 - همه ( 27 ) - متن - و در همه هنرها . . . كامل يافت ( 28 ) - مج + ترحيب و ( 29 ) - متن و مپ 2 - هيچ