و ايشان به ديدن دختر من مسارعت نمودندى و مرا از آن غيرت آمدى . پس بفرمودمى تا « 1 » ايشان را هم در راه « 2 » بكشتندى « 3 » ، و چون از تو اين حرمت « 4 » و خرد و ادب مشاهده كردم دانستم كه پادشاه تو مردى عاقل است ، چه ادب رسول « 5 » عظمت « 6 » و بزرگى مرسل « 7 » تقاضا كند « 8 » . پس بفرمود تا علما و حكما « 9 » حاضر آمدند « 10 » و به طالعى « 11 » مسعود آن دختر را عقد كردند و بو تمام به جهت پادشاه الان قبول كرد و با جهازى « 12 » بسيار « 13 » آن دختر را بفرستاد « 14 » . و چون بو تمام بيامد و « 15 » عروس را « 16 » بياورد ، قرب « 17 » او در خدمت پادشاه بيشتر « 18 » شد . پس « 19 » وزيران در كار او « 20 » متحير شدند « 21 » و در آخر « 22 » حيلتها برانديشيدند « 23 » و بر آن جمله قرار دادند كه دو غلام « 24 » خرد « 25 » را « 26 » كه پاى پادشاه ماليدندى به زر بسيار بفريفتند ، تا شبى كه پادشاه سر به « 27 » بالين نهد و چشم فراز كند « 28 » ، ايشان با يكديگر گويند كه : ديدى كه « 29 » بو تمام بر دختر خان « 30 » تركستان عاشق است ! و مىگويد « 31 » : كه اگر او مرا دوست نداشتى هرگز از ولايت « 32 » خود به در « 33 »
هامش
( 1 ) - مج + در راه
( 2 ) - مج - هم در راه
( 3 ) - مج : بكشند
( 4 ) - مج - حرمت
( 5 ) - مج + دليل
( 6 ) - مپ 2 : و كمال
( 7 ) - مپ 2 : او
( 8 ) - مپ 2 + بر بزرگى پادشاه
( 9 ) - مپ 2 : و قضات + را
( 10 ) - مپ 2 : آوردند
( 11 ) - مپ 2 : طالع
( 12 ) - مپ 2 : جهاز + و نعمت
( 13 ) - مپ 2 : فراوان
( 14 ) - مج : به آلان فرستادند
( 15 ) - متن - بيامد و
( 16 ) - مج - را
( 17 ) - مپ 2 : قربت
( 18 ) - مپ 2 : زيادت
( 19 ) - مج - پس
( 20 ) - متن و مپ 2 - در كار او
( 21 ) - مپ 2 + پس از آن
( 22 ) - مپ 2 - در آخر
( 23 ) - مپ 2 و مج :
انديشيدند
( 24 ) - مج : دو غلامكى
( 25 ) - متن و مپ 2 : خود
( 26 ) - مج - را
( 27 ) - مپ 2 : بر
( 28 ) - مپ 2 : برهم نهد
( 29 ) - مج - كه
( 30 ) - مج : شاه
( 31 ) - مپ 2 : گفت
( 32 ) - مج + پدر
( 33 ) - مپ 2 : برون