نيامدى . پس آن غلامان شبى پاى پادشاه مىماليدند و شاه چشم برهم نهاده و لكن هنوز بيدار بود « 1 » . يكى از آن [ دو ] غلام ديگر را گفت كه : اى برادر « 2 » ؛ ديدى كه اين حرامزاده بو تمام حق نعمت پادشاه ما « 3 » فروگذاشت و احسان او « 4 » به كفران مقابله كرد ! و مىگويد كه « 5 » : اگر نه دختر شاه تركستان مرا دوست داشتى هرگز « 6 » ولايت خود رها نكردى « 7 » . شاه چون « 8 » اين سخن « 9 » بشنيد آتش غيرت بر سرش بردويد « 10 » و با خود « 11 » گفت « 12 » : اگر اين سخن از « 13 » ديگرى « 14 » بشنودمى « 15 » بر حسد « 16 » حمل « 17 » كردمى ، اما اين غلامان را « 18 » با ابو تمام چه كينه باشد ؟ پس همهء شب مىطپيد « 19 » و اضطراب مىكرد « 20 » تا روز شد ، و بو تمام به خدمت شاه « 21 » آمد . او را گفت كه : اگر پادشاهى « 22 » كسى « 23 » را « 24 » تربيت كند « 25 » و او را به انعام و احسان « 26 » خود مخصوص گرداند و او حق مخدوم خود فروگذارد و حرم او را بدنام كند سزاى او چه باشد « 27 » ؟ بو تمام گفت : سزاى او كشتن باشد « 28 » ، و روى زمين را « 29 » از لوث خبث او پاك بايد كردن « 30 » . حالى « 31 » شاه
هامش
( 1 ) - مپ 2 - پس آن غلامان . . . بيدار بود
( 2 ) - مپ 2 : پس آن غلامان همچنين مىگفتند كه
( 3 ) - مپ 2 - ما
( 4 ) - مپ 2 + را
( 5 ) - مپ 2 - كه
( 6 ) - مپ 2 + از
( 7 ) - مپ 2 : نيامدى ، مج - پس آن غلامان شبى . . .
ولايت خود رها نكردى
( 8 ) - متن - چون
( 9 ) - مپ 2 - سخن
( 10 ) - مپ 2 - آتش غيرت بر سرش بردويد
( 11 ) - مج - با خود
( 12 ) - مپ 2 + كه
( 13 ) - مپ 2 + كسى
( 14 ) - مپ 2 : ديگر
( 15 ) - مج : شنيدى
( 16 ) - مپ 2 + او
( 17 ) - متن و مپ 2 : ميل
( 18 ) - مپ 2 - را
( 19 ) - متن : مىطلبيد ، مپ 2 : بر خود مىپيچيد
( 20 ) - مپ 2 - و اضطراب ميكرد
( 21 ) - مپ 2 - شاه
( 22 ) - مپ 2 و مج - پادشاهى
( 23 ) - مپ 2 + او
( 24 ) - مپ 2 + پادشاه مج : پادشاهى
( 25 ) - متن + او را
( 26 ) - مپ 2 : و اكرام
( 27 ) - مج : بود
( 28 ) - مپ 2 : او را كشتن واجب آيد
( 29 ) - متن - را
( 30 ) - مپ 2 - و روى زمين . . . پاك كردن
( 31 ) - مپ 2 : پس در حال ، مج - حالى