بىمشورت او نكردى « 1 » . بو تمام در خدمت « 2 » پادشاه عرضه داشت « 3 » كه : بنده مردى غريب است و پادشاه او را زيادت از استحقاق « 4 » تربيت مىفرمايد ، نبايد كه جماعتى بر وى « 5 » حسد برند و به دود عداوت روى حال او « 6 » سياه گردانند .
پادشاه گفت : سخنان « 7 » دشمنان در حق تو مسموع نخواهد بود « 8 » . بو تمام در وظايف خدمت مىافزود و پادشاه در حق او ابواب « 9 » اصطناع مىفرمود « 10 » ، تا كار به جايى رسيد كه مشير ملك شد . و آن پادشاه را چهار وزير بود كه ملك به مكان « 11 » ايشان قايم بود « 12 » ، چون بديدند « 13 » كه بو تمام پادشاه را تمام « 14 » صيد كرد و كار ايشان « 15 » فروگرفت آتش حسد در اندرون « 16 » ايشان شعله زدن گرفت .
پس جمعيتى كردند و با يكديگر مشاورت پيوستند و در « 17 » برانداختن بو تمام راىها زدند ، و آخر انديشهء ايشان « 18 » بر آن « 19 » قرار گرفت كه پادشاه تركستان را دخترى است در غايت حسن و نهايت « 20 » جمال ، و پادشاهان آن « 21 » اطراف « 22 » مر « 23 » آن دختر را « 24 » مىخواهند « 25 » و رسولان « 26 » مىفرستند و هر رسولى « 27 » كه بدانجا مىرود « 28 » خان تركستان او را « 29 » مىكشد . ما را صواب آن باشد كه ذكر جمال
هامش
( 1 ) - مج : نپرداختى
( 2 ) - مپ 2 و مج : به خدمت
( 3 ) - مج : كرد
( 4 ) - متن و مپ 2 + او
( 5 ) - مج : من
( 6 ) - مپ 2 و مج : حالت مرا
( 7 ) - مپ 2 : سخن
( 8 ) - مج + حاصل
( 9 ) - مج : انواع
( 10 ) - مپ 2 - پادشاه در . . . مىفرمود
( 11 ) - مج : بقيام
( 12 ) - مج : مىبود
( 13 ) - مج : ديدند
( 14 ) - متن و مج - تمام
( 15 ) - مپ 2 - ايشان
( 16 ) - مپ 2 - در اندرون ، مج : باطن
( 17 ) - متن : بر
( 18 ) - مپ 2 - ايشان
( 19 ) - متن : بدان
( 20 ) - مج - نهايت
( 21 ) - مپ 2 - آن ، مج :
از
( 22 ) - مج + جهان
( 23 ) - مپ 2 - مر
( 24 ) - متن - را
( 25 ) - مج : خطبه مىكنند
( 26 ) - مج : رسول
( 27 ) - مپ 2 : رسول
( 28 ) - متن : فرستند
( 29 ) - متن : ايشانرا