نمىشد « 1 » و بيشترين « 2 » معارف بغداد او را شفاعت كردند و « 3 » بر عفت و سلامت نفس او گواهى دادند « 4 » او را تعرض نرسانيدند « 5 » ، تا بعد از مدتى « 6 » يكى از معارف تجار از بغداد « 7 » به اصفاهان رفته بود « 8 » و آن « 9 » غلام را آنجا « 10 » بديد و غلام « 11 » از حال آن مرد استفسار كرد . ايشان حال او حكايت كردند « 12 » . پس غلام حكايت خواجهء خود « 13 » بازگفت و ايشان بر آن گواه شدند ، پس « 14 » به بغداد « 15 » بازآمدند و شهادت را « 16 » اقامت كردند و آن مسلمان را خلاص دادند « 17 » و آن حاسد به عذاب مؤبد گرفتار شد « 18 » . تا عاقلان را معلوم گردد كه آتش حسد سوزندهء جان حاسدست ، چنان كه مشهورست كه « 19 » لاداء ادوى « 20 » من الحسد .
[ سرگذشت ابو تمام وزير پادشاه الان كه بر او حسد كردند و به دام هلاكش انداختند ]
حكايت ( 6 ) آوردهاند كه پادشاهى را وزيرى بود « 21 » كامل عاقل « 22 » فاضل « 23 » ، نام او ابو تمام « 24 » . اتفاق را « 25 » پادشاه بر وى متغير شد و قصد جان و مال او كرد . وزير فرصتى طلبيد و از پيش « 26 » شاه « 27 » بگريخت ، و آنچه توانست از اموال « 28 » و نقود با خود ببرد « 29 » ، و شهربهشهر « 30 » و مرحلهبهمرحله مىرفت « 31 » تا
هامش
( 1 ) - مپ 2 : نشد
( 2 ) - مپ 2 - بيشترين ، مج : بيشتر
( 3 ) - متن و مج - او را شفاعت كردند و
( 4 ) - مج : ميدادند
( 5 ) - مپ 2 و مج : او را خلاص كردند
( 6 ) - مج : تا در بغداد
( 7 ) - مج - از بغداد
( 8 ) - مپ 2 - معارف تجار از بغداد به اصفهان رفته بود ، + تجار بغداد
( 9 ) - مپ 2 : اين
( 10 ) - مپ 2 : در اصفهان
( 11 ) - متن و مپ 2 - غلام
( 12 ) - مپ 2 - ايشان حال او حكايت كردند
( 13 ) - مپ 2 - خود
( 14 ) - مج : و
( 15 ) - مپ 2 - پس ببغداد
( 16 ) - مج - را
( 17 ) - مج : مسلمان خلاص يافت ، مپ 2 - و شهادت را . . . خلاص دادند
( 18 ) - متن : گشت
( 19 ) - مپ 2 - كه ، مج : و
( 20 ) - مپ 2 : و الاعداء ، مج : ولااعدى
( 21 ) - مج - بود
( 22 ) - مج : عقل
( 23 ) - مج + بود
( 24 ) - مپ 2 : بو تمام
( 25 ) - مپ 2 و مج : از اتفاق
( 26 ) - مج + خدمت
( 27 ) - مپ 2 : او
( 28 ) - مپ 2 : مال
( 29 ) - مج + و باقى را بگذاشت
( 30 ) - مپ 2 + مىرفت
( 31 ) - مپ 2 - ميرفت