من مشتعل است و در رنج آن « 1 » حيات بر من منغص « 2 » . ترا درين مدت « 3 » به جهت اين « 4 » بپروردهام تا امشب مرا برين بام همسايه بكشى و هم اينجا « 5 » بگذارى تا چون بامداد « 6 » مرا به خانهء « 7 » او « 8 » ببينند هرآينه او را « 9 » به تهمت كشتن « 10 » من بگيرند و مال و جان او « 11 » در معرض تلف افتد . و اينك تو را آزاد كردم « 12 » و خط آزادى به تو تسليم مىكنم و پنجاه دينار ديگر به تو مىدهم تا از اين شهر به روى و در شهرى « 13 » ديگر مسكن سازى . غلام گفت : اى خواجه هيچ عاقل اين « 14 » كند « 15 » ؟ و نكبت دشمن « 16 » در ايام حيات مطلوب بود و چون تو رفتى ترا از كشته شدن او چه سود « 17 » . و چندانكه از اين « 18 » معانى « 19 » با خواجه « 20 » مىگفت « 21 » هيچ « 22 » فايده نمىداشت « 23 » . غلام چون رضاى خواجه در آن ديد سر خواجه را « 24 » بر « 25 » بام ببريد و به خانهء خود رفت و روز ديگر عزم اصفاهان « 26 » كرد و بدانجا اقامت نمود « 27 » ، و كسان سلطان آن « 28 » مرد را بگرفتند و حبس كردند . و آن مرد مسلمان « 29 » مدتى در حبس « 30 » بماند . و چون كشتن آن حاسد « 31 » بر وى ثابت
هامش
( 1 ) - متن و مپ 2 - آن
( 2 ) - مپ 2 - و آتش حسد وى . . . حيات بر من منغص
( 3 ) - مپ 2 : درين مدت ترا
( 4 ) - مج : آن
( 5 ) - متن و مپ 2 : آنجا
( 6 ) - مج - بامداد
( 7 ) - مج : اينجا
( 8 ) - مج : كشته
( 9 ) - متن و مپ 2 - را
( 10 ) - متن و مپ 2 - كشتن
( 11 ) - متن - او
( 12 ) - متن و مپ 2 : از مال من آزادى
( 13 ) - مج : شهر
( 14 ) - مج - اين
( 15 ) - مج : نكند
( 16 ) - مپ 2 و مج : دشمنان
( 17 ) - مج : چه خير
( 18 ) - متن و مپ 2 : آن
( 19 ) - مج : معنى
( 20 ) - مج - با خواجه
( 21 ) - مج : بگفت + با خواجه
( 22 ) - مپ 2 - هيچ
( 23 ) - مپ 2 :
مفيد نبود
( 24 ) - مپ 2 - را
( 25 ) - متن و مپ 2 : در
( 26 ) - مپ 2 :
سفر ، مج : صفاهان
( 27 ) - مپ 2 - و بدانجا اقامت نمود
( 28 ) - مج : اين
( 29 ) - مپ 2 : و او
( 30 ) - مج : محبوس
( 31 ) - متن و مپ 2 - آن حاسد