آن بود « 1 » كه « 2 » او « 3 » مرا به خانهء خود « 4 » برده « 5 » و تتماج « 6 » پر « 7 » سير « 8 » داده بود « 9 » ، انديشيدم كه نبايد كه آن بوى به مشام پادشاه رسد « 10 » . پادشاه را « 11 » چون بىگناهى او معلوم شد « 12 » گفت : صدق مقالت تو پديد آمد كه بدى او بوى بازگشت « 13 » ، و از تو كفايت كرد « 14 » و هم « 15 » در آن چاه افتاد كه خود كنده بود « 16 » . بيت :
هرآن كس كه چاهى كند خود فتد * و گر در بدى ايستد « 17 » بد فتد
[ زن جهودى كه مىخواست يكى از صحابهء رسول اكرم ( ص ) را مسموم كند و پسران خود او مسموم شدند ]
حكايت ( 4 ) و از نظاير و اخوات اين حكايت آنست كه : در عهد رسالت سيد المرسلين عليه الصلاة و السلام « 18 » چون اين آيت فروآمد « 19 » كه إن أحسنتم احسنتم لأنفسكم « 20 » و إن أسأتم فلها ، يكى را « 21 » از ياران رسول صلى اللّه عليه و سلم « 22 » نظر بر جمال مخدرهء اين معنى « 23 » افتاد و شبوروز اين آيت را « 24 » مى - خواند . يكى از زنان « 25 » جهود « 26 » را بر وى حسد آمد و آتش حسد در نهاد او افروخته گشت و گفت : باش تا معنى اين كلمه « 27 » را « 28 » بر خلق ظاهر گردانم .
هامش
( 1 ) - مپ 2 - آن بود
( 2 ) - مپ 2 + آن روز آن
( 3 ) - مپ 2 :
مرد
( 4 ) - مپ 2 - خود
( 5 ) - متن - دست بر دهن و بينى نهادم . . . خود برده
( 6 ) - مج : طعامهاى
( 7 ) - متن - پر ، مج : با
( 8 ) - مپ 2 + مرا ، مج + بسيار
( 9 ) - متن : خورده بودم + بر دهان نهادم ، مج : داده
( 10 ) - متن و مج - انديشيدم كه . . . پادشاه رسد ، مپ 2 + و دست بر دهان نهادم
( 11 ) - متن - را
( 12 ) - متن : كرد ، مج : روشن شد
( 13 ) - مج - بوى بازگشت
( 14 ) - مپ 2 - و از تو كفايت كرد
( 15 ) - متن و مپ 2 - هم
( 16 ) - مج + تا عاقلان را معلوم شود
( 17 ) - متن : افكند
( 18 ) - مپ 2 : صلى اللّه عليه و سلم
( 19 ) - متن و مج : آمد
( 20 ) - متن : لنفسكم
( 21 ) - متن - را
( 22 ) - متن : عليه السلام
( 23 ) - مج + يعنى اين آيه
( 24 ) - مج - را
( 25 ) - مپ 2 و مج - زنان
( 26 ) - مپ 2 و مج : جهودان
( 27 ) - مپ 2 : كار
( 28 ) - مج - را