تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
رسد « 1 » ، چه اصل وجود او « 2 » از مادهء « 3 » نطفهء ايشان « 4 » است « 5 » و درين معنى « 6 » حكايتى « 7 » نقل « 8 » كرده‌اند « 9 » . گويند « 10 » : مردى بود زكى نام از خاندان كرم و سخا و صدق و وفا و صفا و ذكا ، وقتى به مشاورت « 11 » ياران « 12 » كنيزكى رومى بخريد « 13 » نوش نام « 14 » ، بدخوى و لجوج و بهانه‌جوى ، بىپاسخ و نا « 15 » فرجام‌گوى « 16 » ، چون صليب كژطبع و چون عسلى ناشيرين « 17 » ، اگرچه ترسا بود « 18 » خوى جهودان داشت « 19 » ، مدتى زكى با او عمر بسر « 20 » برد « 21 » و « 22 » فرزندى از نوش « 23 » آمد آميخته از هردو طبيعت « 24 » ، جگرشان بخورد تا به خون دلش « 25 » بپروردند . روزى پدر « 26 » فرزند را كارى « 27 » فرمود ، فرزند « 28 » برخاست تا بدان كار رود « 29 » ، گامى دو سه برفت و بازگشت و بنشست « 30 » . حاضران در آن باب « 31 » فروماندند و تعجب كردند « 32 » از فرمان بردن « 33 » اول و بازگشتن دوم « 34 » ، يكى از حكما آنجا
هامش
( 1 ) - متن و مج و دان - طبيعت نيز هم ميراث رسد ( 2 ) - مج و دان - او ( 3 ) - دان : مائده ( 4 ) - متن : انسانى ( 5 ) - متن و مج و دان : بوده است ( 6 ) - مج و دان + نقل ( 7 ) - فا و مج و دان : حكايت ( 8 ) - مج و دان - نقل ( 9 ) - مج و دان : كنند ، فا + حكايت ( 10 ) - فا : آورده‌اند + كه ( 11 ) - مج و دان : بمشورت ( 12 ) - فا و مج و دان + و اشارت اخوان ( 13 ) - متن و فا + كه ( 14 ) - متن + داشت ( 15 ) - فا : بى ( 16 ) - فا - گوى ( 17 ) - متن - چون صليب كژطبع و چون عسلى ناشيرين ( 18 ) - فا و دان + اما ( 19 ) - متن : داشتى ( 20 ) - فا - بسر ( 21 ) - فا : كرد ، مج و دان : گذرانيد ( 22 ) - متن + او را از وى ، مج و دان + آخر زكى را از نوش نام ( 23 ) - متن و مج و دان - از نوش ( 24 ) - مج و دان : طبع ( 25 ) - مج : دلشان ( 26 ) - فا + مر ( 27 ) - متن : كار ( 28 ) - فا : و . مج و دان : و دختر ( 29 ) - مج : اقدام نمايد ( 30 ) - متن - و بنشست ( 31 ) - فا : كار مج + او ( 32 ) - متن : كردن ، مج و دان : نمودند ( 33 ) - فا و مج و دان : كه امتثال ( 34 ) - فا و مج و دان : و انقباض دوم + را سبب چه بود