تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
مردى اكول است و « 1 » بندهء شكم « 2 » و « 3 » همت « 4 » او از خورد و خواب « 5 » و نان و آب درنگذرد « 6 » او را نان « 7 » مىده و كار « 8 » مىفرماى . و آن ديگر كه شوهر « 9 » را ترجيح نهاد « 10 » مردى بىحميت است و « 11 » هركه « 12 » از حميت و غيرت بهره ندارد از قبيل « 13 » بهايم بود و از شرف « 14 » انسانيت محروم باشد . و آنكه دزد را « 15 » بر جمله « 16 » ترجيح نهاد گوهر او دارد ، چه هركس از طبيعت خود حكايت كردند ، و چون دزدى و خيانت در جبلت او مركوز بود قبح آن خيانت « 17 » و زشتى آن جنايت « 18 » در نظر او همه هنر نمود . پس آن مرد را مطالبت كردند و گوهر از وى بستدند و اين حكايت بر اختلاف طبايع آدميان دليلى واضح « 19 » است « 20 » .

[ نوش و زكى و فرزند آنها كه طبيعت هردو را به تساوى به ارث برده بود ]

حكايت ( 10 ) در كتب « 21 » حكمت « 22 » مسطور است « 23 » كه اختلاف طبايع در « 24 » آدمىزاد به سبب اختلاف طبيعت « 25 » مادر « 26 » و پدر « 27 » تواند بود و « 28 » همچنانكه مال آن « 29 » پدر و مادر او را « 30 » ميراث رسد طبيعت نيز هم ميراث
هامش
( 1 ) - متن - است و ( 2 ) - متن + است ( 3 ) - مج و دان - و ( 4 ) - متن - و همت ( 5 ) - مج و دان + است ( 6 ) - مج - درنگذرد ، دان : است ( 7 ) - دان : نانى ( 8 ) - دان : كارى ( 9 ) - فا و مج + دختر ( 10 ) - فا و مج و دان + او ( 11 ) - مج و دان : چه ( 12 ) : دان : چه ( 13 ) - متن و فا : قبل ( 14 ) - متن : سيرت ( 15 ) - متن - را ( 16 ) - فا : همه ( 17 ) - متن : حكايت ( 18 ) - متن : حركت ( 19 ) - مج و دان + و برهانى لايح ( 20 ) - مج و دان : آمد + نظم :گر يكى راحتت دهد از لطف * ديگرى سينهء تو ريش كند از بد و نيك كس مرنج از آنك * كار هركس بطبع خويش كند( 21 ) - دان + آورده‌اند ( 22 ) - متن و دان - حكمت ( 23 ) - فا - مسطور است ( 24 ) - مج و دان - در ( 25 ) - دان - طبيعت ( 26 ) - دان + زاد ( 27 ) - مج و دان + او ( 28 ) - متن و فا و دان - و ( 29 ) - متن و مج و دان : از ( 30 ) - مج و دان : او بر فرزند