تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
از آنجا « 1 » بيرون آمد و قصد باغ كرد . ناگاه در راه « 2 » شيرى با او دوچار خورد « 3 » و « 4 » قصد « 5 » دختر كرد . دختر گفت : اى شير من مىدانم كه از « 6 » قضاى خداى « 7 » نتوان « 8 » جست و لكن در ايام صبا « 9 » عهدى « 10 » كرده‌ام با پسر باغبان خود « 11 » و اين ساعت « 12 » ميروم تا از عهدهء عهد خود « 13 » تفصى « 14 » جويم ، اگر مرا چندان امان « 15 » دهى تا بروم و پسر باغبان را « 16 » ببينم و خود را از عهدهء عهد « 17 » بيرون آورم و بوقت مراجعت آنچه « 18 » خواهى « 19 » با من مىكن « 20 » شير چون اين ماجرا بشنيد او را راه « 21 » داد « 22 » ، چون پاره‌اى ديگر « 23 » برفت دزدى « 24 » او را « 25 » پيش‌آمد و « 26 » درنگريست « 27 » دخترى ديد « 28 » در غايت جمال و نهايت حسن « 29 » و حلى و حلل بسيار در « 30 » گوش و گردن خود « 31 » بسته ، دزد گفت دولتم روى داد و « 32 » توانگرى همه عمر بدست آوردم خواست « 33 » تا « 34 » او را بگيرد و حلى و حلل از گوش و گردن وى « 35 » بگشايد . دختر گفت : اگر جوانمردى كنى و مرا بگذارى « 36 » چندانكه درين « 37 »
هامش
( 1 ) - دان : از خانه ( 2 ) - متن و فا - در راه ( 3 ) - متن و فا : از ، چهار ديوارى بيرون آمد دان : زده ( 4 ) - دان + شير ( 5 ) - دان + شكستن ( 6 ) - فا - از ( 7 ) - فا + عز و جل ، دان + تعالى ( 8 ) - مج : نتوانست دان : نتواند ( 9 ) - متن و مج و دان - در ايام صبا ( 10 ) - متن : عهد ، متن و مج و دان + در ايام صبا ( 11 ) - فا و مج و دان - خود ( 12 ) - مج و دان + بيرون آيم ( 13 ) - مج - خود و ( 14 ) - فا : نقصى ( 15 ) - فا : زمان ( 16 ) - متن - را ( 17 ) - متن : عهدهء خود ( 18 ) - متن + تو ( 19 ) - فا + تو ( 20 ) - فا و دان : بكن ( 21 ) - دان : امان ( 22 ) - متن + تا برفت ( 23 ) - مج : راه دان - ديگر ( 24 ) - دان + در راه ( 25 ) - متن و فا : در راه ( 26 ) - مج : دزد ( 27 ) - دان : بنگريست ( 28 ) - دان - دخترى ديد ( 29 ) - مج و دان : كمال ( 30 ) - فا : بر ( 31 ) - مج - خود ( 32 ) - مج : كه ( 33 ) - دان : برخاست ( 34 ) - فا و مج و دان : كه ( 35 ) - متن و فا : او ( 36 ) - دان + و ( 37 ) - فا - اين مج و دان : بدر