تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
مىبرد ، و هر لحظه در آن حقه نگاه كردى و در محافظت آن طريق حزم سپردى . يكى از آن چهار تن بر « 1 » سر او « 2 » واقف شد و فرصت نگاه داشت « 3 » و حقه بدزديد . و آن بيچاره چون به خود باز آمد حقه را نديد ، بسيار اضطراب « 4 » نمود و مفيد نبود و هرچند « 5 » تصريح بيشتر « 6 » مىكرد « 7 » هيچ سود نداشت . بيچاره مضطر و « 8 » متحير با ايشان مىرفت « 9 » چندانكه « 10 » بشهرى « 11 » رسيدند « 12 » كه مقصد خداوند گوهر بود آن مرد به خدمت « 13 » راى آمد و بر راى او « 14 » عرضه كرد « 15 » كه « 16 » به جهت خزانه راى « 17 » گوهرى قيمتى مىآوردم و در راه با اين چهار تن همراه گشتم « 18 » و ايشان آن گوهر از من « 19 » بدزديدند و چندانكه كوشيدم « 20 » باز « 21 » ندادند . پادشاه بفرمود تا آن « 22 » چهار تن « 23 » را حبس كردند و مطالبت نمودند البته كس « 24 » اقرار نكرد و پادشاه در آن « 25 » كار درماند ، و راى را در حرم « 26 » دخترى بود به جمال « 27 » حكمت « 28 » آراسته « 29 » از هر دانشى « 30 » نصيبى داشت و از هر دانايى « 31 » نصابى چون حيرت پادشاه « 32 » بديد گفت « 33 » آن چهار تن بنزديك من فرست « 34 » تا « 35 » از
هامش
( 1 ) - مج و دان : در ( 2 ) - مج و دان : آن مرد ( 3 ) - فا + و غفلت او را ترقب كرد ( 4 ) - مج : اضطراب بسيار كرد ( 5 ) - متن + كه ( 6 ) - مج - بيشتر ( 7 ) - دان : كرد ( 8 ) - متن - مضطر و ( 9 ) - مج و دان : مىآمد ( 10 ) - متن : با ايشان فا : با همراهى ايشان دان : چنان كه ( 11 ) - متن : به شهر ( 12 ) - متن : رسيد ( 13 ) - دان : خدمت ( 14 ) - مج و دان - او ( 15 ) - دان : داشت ( 16 ) - مج و دان + من ( 17 ) - مج و دان : كسرى ( 18 ) - مج و دان : شدم ( 19 ) - متن و فا : از من آن گوهر ( 20 ) - مج و دان + آن گوهر ( 21 ) - دان - باز ( 22 ) - دان : اين ( 23 ) - مج و دان : جماعت ( 24 ) - مج و دان : كسى + از ايشان ( 25 ) - فا - آن . دان : بدان ( 26 ) - دان - در حرم ( 27 ) - فا + كمال و ، مج و دان + و كمال مج + و ( 28 ) - متن + و دانش فا + دانش ( 29 ) - فا + بود ( 30 ) - متن و فا : حكمتى ( 31 ) - متن + را ( 32 ) - مج و دان : راى ( 33 ) - مج و دان : فرمود مج + اگر ( 34 ) - فا : فرستيد مج و دان : فرستى ( 35 ) - فا : كه + من گوهر