بوده است « 1 » كه ايشان « 2 » كتاب فراست تأليف كردهاند اما ارباب ظاهر را آن ميسر نشود . اما پند « 3 » تو درين سؤال آنست كه هرگاه تو « 4 » در « 5 » آينه نگرى و روى « 6 » خود را خوب بينى زنهار « 7 » آن خوبى را به افعال بد زشت نگردانى « 8 » و اگر روى خود را زشت بينى از اخلاق و افعال بد تجنب نمايى « 9 » تا دو زشتى به « 10 » يك جاى جمع نشود ، كه « 11 » من شنيدهام « 12 » كه « 13 » سفيهى مر استاد حكما افلاطون را روزى در مقام مخاصمت گفت زشتمردى ، افلاطون ، گفت هر عيبى كه در من بود همه « 14 » گفتى و « 15 » پديد « 16 » كردى اكنون بعد از اين همه هنرست . و آنچه در تو « 17 » هنر بود « 18 » ظاهر كردى « 19 » و باقى همه عيب است .
و اين نكته بر اختلاف طبايع دليلى « 20 » است « 21 » روشن .
[ رفتار كيخسرو با معلم كودكان كه نيكشناس نام داشت ]
حكايت ( 6 ) آوردهاند كه در روزگار كيخسرو مردى بود « 22 » نام او نيكشناس « 23 » و مودبى مىكرد و كودكان را ادب مىآموخت « 24 » . روزى كيخسرو « 25 » او را ديد « 26 » با كودكى بر كنار « 27 » آبى « 28 » به بازى برآويخته بود « 29 » بفرمود تا او را در آن « 30 » آب غرق كردند . ديگر « 31 » روز صاحب خبر مر
هامش
( 1 ) - دان : شود
( 2 ) - متن - ايشان
( 3 ) - متن : ند . دان : بنده
( 4 ) - مج - تو
( 5 ) - دان - تو در
( 6 ) - متن : صورت
( 7 ) - مج و دان - زنهار
( 8 ) - مج و دان : مگردان
( 9 ) - مج : نماى . دان : بنماى
( 10 ) - مج - به
( 11 ) - مج و دان : چه
( 12 ) - متن : شنيدم
( 13 ) - مج و دان - كه
( 14 ) - فا و مج و دان - همه
( 15 ) - فا + همه
( 16 ) - متن : بد
( 17 ) - متن - تو
( 18 ) - مج و دان : است + همه
( 19 ) - مج و دان : است
( 20 ) - فا و دان و مج : دليل مج و دان + واضح
( 21 ) - فا + و
( 22 ) - مج و دان - بود ، فا + كه
( 23 ) - فا و مج و دان + بود فا + بيامد
( 24 ) - مج :
آموختى
( 25 ) - دان : كه خسرو
( 26 ) - مج و دان : بديد
( 27 ) - فا + بر كنار آبى ، دان + بكنار آبى
( 28 ) - فا و دان - بر كنار آبى
( 29 ) - دان :
آويخته
( 30 ) - مج و دان : بدان
( 31 ) - متن و مج : و يك