تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
و هيئتى عظيم و يك تاى نان در دست گرفته و آن را تناول مىكرد . بنوعى كه اسكندر را « 1 » از آن نفرت « 2 » آمد « 3 » . اسب « 4 » پيش وى راند و گفت : اى شخص چه نامى « 5 » ؟ گفت : اسكندر « 6 » . اسكندر چون « 7 » بشنيد « 8 » گفت : من هرگز بدين راضى نباشم كه « 9 » كسى « 10 » هم‌نام من بود « 11 » و افعال و احوال « 12 » او « 13 » نامحمود باشد « 14 » لطفى « 15 » بكن يا نام « 16 » بگردان يا از « 17 » افعال و احوال خود « 18 » بگرد « 19 » . و اين « 20 » همه « 21 » از اختلاف « 22 » طبايع انسانى بود « 23 » .

[ آزمايش دختر پادشاه هند چهار همسفر را كه يكى از آنان گوهرى قيمتى دزديده بود ]

حكايت ( 9 ) در كتابى « 24 » كه حكماى هند تأليف كرده‌اند حكايتى « 25 » در آنجا وضع « 26 » كرده‌اند « 27 » كه بر « 28 » اختلاف طبايع انسانى « 29 » دليلى « 30 » واضح است و همانا « 31 » آنست « 32 » كه گويند : وقتى چهار تن با مردى « 33 » همراه شدند و اين مرد گوهرى قيمتى داشت « 34 » و در حقه‌اى كرده بود « 35 » و به جهت پادشاهى
هامش
( 1 ) - متن وفا - را ( 2 ) - متن : عجب ، فا : عجيب ( 3 ) - فا : مىآمد ( 4 ) - متن و فا + را در ( 5 ) - مج و دان + آن مرد ( 6 ) - مج و دان + چون ( 7 ) - متن و مج و دان - چون فا + اين ( 8 ) - متن - بشنيد ( 9 ) - مپ 2 و دان - كه ( 10 ) - فا : چون توئى دان + كه ( 11 ) - متن : باشد ( 12 ) - مج و دان : اخلاق ( 13 ) - مج و دان : وى ( 14 ) - متن + اول گفت فا + او را گفت ( 15 ) - مج و دان : لطف ( 16 ) - متن + خود فا + را ( 17 ) - فا و مج و دان - از ( 18 ) - فا + را ( 19 ) - فا : بگردان مج و دان : بدل كن ( 20 ) - فا و دان : آن دان + مرد ( 21 ) - فا و دان : هم ( 22 ) - فا و دان : اخلاق ( 23 ) - مج و دان : بوده باشد ( 24 ) - مج و دان : كتاب + جانا ( 25 ) - مج و دان : و ( 26 ) - مج و دان + حكايتى ( 27 ) - مج و دان : كرده ( 28 ) - مج : براى ( 29 ) - فا : انسان ( 30 ) - مج و دان : دليل ( 31 ) - متن - و همانا مج و دان : همان ( 32 ) - متن - آنست ( 33 ) - فا + در راهى ( 34 ) - مج و دان : گوهرى داشت قيمتى ( 35 ) - متن و فا : نهاد