اسماعيل او را خريده بود و بزرگ كرده ، روزى اين تاش به بازار صرافان بخارا برگذشت « 1 » مردى مر غلام خود را آواز داد كه اى تاش و او را همين نام بود « 2 » . تاش « 3 » حاجب فروماند « 4 » بفرمود تا آن مرد را حبس كردند و مصادره فرمود و گفت مراد تو استخفاف من بود ، آن مرد استخلاص خود را « 5 » به من توسل جست « 6 » من در « 7 » خدمت امير عادل عرضه داشتم كه : وقتى عبد العزيز مروان « 8 » والى مصر بود . روزى برنشسته بود و به طرفى مىرفت مردى « 9 » پسر خود را آواز داد كه « 10 » يا عبد العزيز و امير را چشم « 11 » بدان « 12 » طرف افتاد ، بفرمود « 13 » تا آن مرد را هزار دينار بدادند تا آن پسر را بپرورد . و آن خبر در مصر فاش شد و آن سال هركه را پسرى « 14 » آمد « 15 » عبد العزيز نام كردند « 16 » ، و همين جنايت « 17 » صراف كرده است « 18 » و تاش كه « 19 » حاجب بزرگ است « 20 » او را بتعذيب مبتلا كرد « 21 » تفاوت بيش « 22 » از آن نيست كه او « 23 » گزيدهاى « 24 » از « 25 » عرب « 26 » بود و اين بندهء درم خريده ، لاجرم ميان طبايع ايشان چندين « 27 » تفاوت ظاهر شد .
[ گفتگو و مخاصمت مرد سفيه با افلاطون ]
حكايت « 28 » ( 5 ) وقتى حكيمى را سؤال كردند كه از صورت ظاهر بر « 29 » طبيعت و سيرت مرد استدلال توان گرفت ؟ گفت : اين معنى حكما « 30 » را ميسر
هامش
( 1 ) - متن : بگذشت
( 2 ) - متن : و اين تاش و آن غلام را تاش نام بود
( 3 ) - مپ 2 و مج - تاش
( 4 ) - متن - فروماند
( 5 ) - مج : در استخلاص خود
( 6 ) - مپ 2 و مج : طلبيد
( 7 ) - نسخه مپ 2 از اول اين صفحه تا كمى مانده به آخر باب اول را فاقد است
( 8 ) - مج + كه
( 9 ) - متن - مردى
( 10 ) - مج - كه
( 11 ) - مج : نظر
( 12 ) - مج : بر آن
( 13 ) - مج : فرمود
( 14 ) - مج و دان : پسر
( 15 ) - دان : شد فا + او را
( 16 ) - متن : مىكرد مج : كرد
( 17 ) - متن و مج : خيانت
( 18 ) - متن و مج : كرده بود فا : كرده
( 19 ) - متن و فا - كه
( 20 ) - متن و فا + و
( 21 ) - دان : گردانيده است
( 22 ) - دان : بيشتر
( 23 ) - مج و دان : آن ، مج + به اصل
( 24 ) - مج - گزيده
( 25 ) - متن - از
( 26 ) - مج + گزيده
( 27 ) - متن و فا - چندين
( 28 ) - متن - حكايت
( 29 ) - دان - بر
( 30 ) - دان : كسانى