تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
اسماعيل او را خريده بود و بزرگ كرده ، روزى اين تاش به بازار صرافان بخارا برگذشت « 1 » مردى مر غلام خود را آواز داد كه اى تاش و او را همين نام بود « 2 » . تاش « 3 » حاجب فروماند « 4 » بفرمود تا آن مرد را حبس كردند و مصادره فرمود و گفت مراد تو استخفاف من بود ، آن مرد استخلاص خود را « 5 » به من توسل جست « 6 » من در « 7 » خدمت امير عادل عرضه داشتم كه : وقتى عبد العزيز مروان « 8 » والى مصر بود . روزى برنشسته بود و به طرفى مىرفت مردى « 9 » پسر خود را آواز داد كه « 10 » يا عبد العزيز و امير را چشم « 11 » بدان « 12 » طرف افتاد ، بفرمود « 13 » تا آن مرد را هزار دينار بدادند تا آن پسر را بپرورد . و آن خبر در مصر فاش شد و آن سال هركه را پسرى « 14 » آمد « 15 » عبد العزيز نام كردند « 16 » ، و همين جنايت « 17 » صراف كرده است « 18 » و تاش كه « 19 » حاجب بزرگ است « 20 » او را بتعذيب مبتلا كرد « 21 » تفاوت بيش « 22 » از آن نيست كه او « 23 » گزيده‌اى « 24 » از « 25 » عرب « 26 » بود و اين بندهء درم خريده ، لاجرم ميان طبايع ايشان چندين « 27 » تفاوت ظاهر شد .

[ گفتگو و مخاصمت مرد سفيه با افلاطون ]

حكايت « 28 » ( 5 ) وقتى حكيمى را سؤال كردند كه از صورت ظاهر بر « 29 » طبيعت و سيرت مرد استدلال توان گرفت ؟ گفت : اين معنى حكما « 30 » را ميسر
هامش
( 1 ) - متن : بگذشت ( 2 ) - متن : و اين تاش و آن غلام را تاش نام بود ( 3 ) - مپ 2 و مج - تاش ( 4 ) - متن - فروماند ( 5 ) - مج : در استخلاص خود ( 6 ) - مپ 2 و مج : طلبيد ( 7 ) - نسخه مپ 2 از اول اين صفحه تا كمى مانده به آخر باب اول را فاقد است ( 8 ) - مج + كه ( 9 ) - متن - مردى ( 10 ) - مج - كه ( 11 ) - مج : نظر ( 12 ) - مج : بر آن ( 13 ) - مج : فرمود ( 14 ) - مج و دان : پسر ( 15 ) - دان : شد فا + او را ( 16 ) - متن : مىكرد مج : كرد ( 17 ) - متن و مج : خيانت ( 18 ) - متن و مج : كرده بود فا : كرده ( 19 ) - متن و فا - كه ( 20 ) - متن و فا + و ( 21 ) - دان : گردانيده است ( 22 ) - دان : بيشتر ( 23 ) - مج و دان : آن ، مج + به اصل ( 24 ) - مج - گزيده ( 25 ) - متن - از ( 26 ) - مج + گزيده ( 27 ) - متن و فا - چندين ( 28 ) - متن - حكايت ( 29 ) - دان - بر ( 30 ) - دان : كسانى
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 11 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )