كه « 1 » او را رنج مىرسيد و من « 2 » با خود مىگفتم كه اين مرد يا « 3 » محموم است يا مهموم ، تا چون كار آن جمع از كاسه به كاس و از جام به طاس آمد « 4 » بيشتر حريفان مست و از عقل تهيدست شدند . آن شخص فربه را ديدم كه فصاحتى در سخن وى پديد آمده بود « 5 » و هر ساعت در بلاغت وى « 6 » مىافزود و نكتهاى « 7 » بديع « 8 » غريب ايراد مىكرد و من تعجب كردم كه اين مرد « 9 » در حالت هشيارى سخن نمىتوانست « 10 » گفت و بعد از آن چندانكه « 11 » شراب مىخورد « 12 » مست نمىشد « 13 » و جمله « 14 » حريفان « 15 » مست شدند ، و آن « 16 » فصاحت و بلاغت او از جمله اعاجيب « 17 » بود « 18 » . سؤال كردم كه او را چه خوانند ؟
گفتند : عبد اللّه عمى است كه شراب در وى هيچ « 19 » اثر نكند و هرچند شراب بيش « 20 » خورد فضل و « 21 » فصاحت و عقل و درايت او « 22 » بيفزايد .
تعجب من زيادت شد و با او در مفاوضه شدم و او چندان نكت و ظرف « 23 » بگفت كه با خود قطع كردم كه در زير كبودى آسمان هيچكس مثل او نتواند بود ، و چنين گفتند كه چون عبد اللّه عمى « 24 » ده رطل شراب بخورد هيچكس را « 25 » در هيچ نوع با او امكان مفاوضه و مناظره « 26 » نبود و اين از عجايب و نوادر
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و مج - كه
( 2 ) - مج - من
( 3 ) - متن : نا
( 4 ) - مج : رسيد
( 5 ) - مپ 2 و مج : پديد آمد
( 6 ) - مج : او
( 7 ) - مج :
و نكت + و ظرف
( 8 ) - مج + و
( 9 ) - متن و مج : شخص
( 10 ) - متن و مپ 2 : نتوانست
( 11 ) - مپ 2 : چندين . مج : كه چندين
( 12 ) - مپ 2 و مج : خورد
( 13 ) - مج - مست نمىشد
( 14 ) - مپ 2 - جمله مج : جملگى
( 15 ) - مج - حريفان
( 16 ) - مج - آن
( 17 ) - مج : عجايب
( 18 ) - مپ 2 - و مج : است
( 19 ) - مج : به هيچ + نوعى
( 20 ) - مپ 2 و مج : زيادت
( 21 ) - مپ 2 و مج - فضل و
( 22 ) - مپ 2 و مج : وى
( 23 ) - متن : ظرافت و نكته . مپ 2 : ظرافت و نكت
( 24 ) - متن - عمى
( 25 ) - متن و مپ 2 - را
( 26 ) - مج : معارضه و مناظره