تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
نيارامند ، و بعضى آن باشند كه چون اثر شراب بدماغ ايشان برآيد « 1 » در گريه شوند « 2 » و از فراق دوستان و ياران ياد آرند و قطرات حسرت « 3 » بر رخسار بارند ، و بعضى آن باشند كه در خنده افتند « 4 » و از هرچيزى كه بينند و شنوند بسيار بخندند ، و بعضى در حال « 5 » مستى مردم « 6 » را مراعات كنند و دلدارى واجب بينند و دست‌وپاى ايشان « 7 » بوسه دهند ، و اين جمله افعال و احوال و صفات مختلف از اختلاف طبايع آدميان است و طبايع شرابها « 8 » ، و ايشان را « 9 » در اين باب اثرست و هيچ حيوان « 10 » نيست كه او را « 11 » شراب دهند « 12 » كه او مست نشود « 13 » بجز آدمى كه بعضى از آدميان هستند كه اگرچه شراب بسيار « 14 » خورند هرگز مست نشوند و اين هم « 15 » از قوت « 16 » طبيعت انسانست « 17 » .

[ حكايتى از جاحظ در باب مردى به نام عبد اللّه عمى كه چون شراب مىخورد فصاحتش ظاهر مىشد ]

حكايت ( 2 ) عمرو بن جاحظ « 18 » مىگويد « 19 » روزى پسران عبد الملك رياشى « 20 » بزمى ساخته بودند و مرا بنزديك خويش « 21 » آواز دادند و من به مجلس ايشان حاضر شدم . مجلسى ديدم « 22 » آراسته و حريفان مهذب و اسباب مهيا « 23 » و شرابها مروق و مطربان خوش‌آواز . ساعتى در ميان « 24 » ايشان بنشستم و در آن ميان مردى بود فربه و « 25 » بزرگ شكم « 26 » و در سخن گفتن زبان او در مىآويخت و در وقت تقرير كلام و استخراج معنى « 27 » در وى مشاهده مىكردم
هامش
( 1 ) - متن : در ايشان پديد آيد ( 2 ) - مپ 2 : درآيند ( 3 ) - مج : حسرات ( 4 ) - متن و مج : خنده بر ايشان افتد ( 5 ) - مج : حالت ( 6 ) - مج : مردمان ( 7 ) - مج + را ( 8 ) - مپ 2 - شرابها مج + و ازمان ( 9 ) - مج : واسبانرا + نيز ( 10 ) - متن و مپ 2 - حيوان ( 11 ) - مپ 2 - را ( 12 ) - متن - دهند ( 13 ) - متن + و ( 14 ) - مج - بسيار ( 15 ) - مج : همه ( 16 ) - مج - قوت ( 17 ) - مج : ايشانست ( 18 ) - مپ 2 : الجاحظ مج : عمرو بن بخيل الجاحظ ( 19 ) - مج + كه ( 20 ) - مج : پاسى + مجلس : فا : ربانى ( 21 ) - مج : خود ( 22 ) - مج : بود ( 23 ) - مپ 2 - و اسباب مهيا ( 24 ) - مج : مجلس ( 25 ) - مپ 2 - فربه و ( 26 ) - مج : شكم بزرگ ( 27 ) - مپ 2 - معنى