تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 798

مساهمون:

ص٧٩٨
اگر آشكارا شود راز تو * ز خود بين نه از جرم انباز تو .
557
اگرت سينه جراحت شود از زخم سپهر * لطف حق باشد درمان دل خستهء تو . . .
233
آصف ثانى فرخنده نظام الملك آنك * كاسمانست پى خدمت او پشت دو تاه . . .
68 - 69 - 70
اگر سفيهى با تو طريق جهل سپرد * جفات گفت و بيازردت از جنون و عته . . .
77
من خواستمى كه روى من بودى ماه * لكن چو نبد مرا درين نيست گناه .
601 ( رباعى )
چندين چه شوى غره بدين مال و جمال * كان نيست شود يا به شبى يا به تبى .
620 ( رباعى )
از مايدهء علم تو گر خور دارى * از قدر هميشه پاى در گل دارى . . .
194 ( رباعى )
تو چون بچه شير نر پرورى * چو دندان كند تيز كيفر برى .
606
گر زبان تو راز دارستى * تيغ را با سرت چه كارستى .
485 - 541
مشورت در كارها با اهل رأى * هست مر احرار را مشكل گشاى .
686