تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
تا بتوانى زير سپهر گران * با دشمن و با دوست به شادى گذران .
295
نيك آمد خلق را قضايى مىدان * خلقان زمانه را ريائى مىدان . . .
412 ( رباعى )
دشنام دهد ترا سفيهى * چاره نبود به جز شنيدن . . .
100 - 101
سپهر مجد و معالى قوام دولت و دين * ستوده صاحب دريا نوال خصم افكن . . .
465
هميشه بخت ترا سرفراز و عالى باد * سعود چرخ ترا باد بر يسار و يمين . . .
345
تو چون شيرى غريبان را ميفكن * غريبان را سگان باشند دشمن .
578
سال ار كم است و جسم ضعيف است باك نيست * نبود شعاع صبح و گل ياسمن سمين . . .
634
سپهر مجد و معالى نظام ملك جهان * كه ذات اوست نمودار رحمت بيچون . . .
535 - 536
آصف ثانى كه هست بذل و كرم كار او * منهل آب فناست تيغ شرر بار او . . .
647
چو بگذشت پيكان بر انگشت او * گذر كرد بر مهرهء پشت او . . .
291