آوردن
دست از آستين عصمت بيرون آوردن 437 - كنايه از پرهيزگار بودن است
خدمتى آوردن 851 - تحفه آوردن
در اطلاق آوردن ( مواجب ) 639 - پرداختن
سر از گريبان پاكدامنى برآوردن 437 - به معنى
برون آوردن ( كسى را بر . . . ) - دعوت به عصيان كردن
به دست آوردن 552 - 553 - دستگير كردن
زحمت آوردن ( به خدمت كسى ) 655 - مزاحم شدن
به چيزى آوردن ( خود را ) 426 - به روى آوردن ، اعتنا كردن
به قرار آوردن 137 - سر و سامان بخشيدن
غسل آوردن 457 - به معنى
سر درآوردن ( با كسى ) 426 - 594 - تسليم شدن ، و موافقت كردن
در قلم آوردن 185 - يادداشت كردن
در ميان آوردن 494 - واسطه كردن
بجاى آوردن ( رسم نثار ) 192 - به معنى
بجاى آوردن ( شرط عطر و بخور - ) 192 - به معنى
آميختن
رنگ آميختن 551 - طرح ريختن ، حيلهگرى كردن
آموختن
كسى را بر كسى آموختن 605 - مأنوس كردن ، آموخته كردن
آويختن
درآويختن ( در كسى ) 199 - دست به گريبان شدن
درآويختن ( به دام ) 260 - گرفتار شدن
آب 631 - كنايه از اشك
آب سرد با كسرهء باء 521 - كنايه از اشك
آب صفا به كسر باء 228
آتش استعلا به كسر شين 448
آتش فتنه به كسر شين 688
آتش مرده به كسر شين 707 - آتش خاموش
آخر زمان 629 - قسمت واپسين از دوران كه به قيامت پيوندد
آدينگى 146 - پولى كه در روز آدينه و به طور هفتگى مىدادند
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 801
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٠١